پارت ۱۶

پارت ۱۶

باحسی که محتويات دهن داره خارج میشه از خواب پریدم به سمت دستشویی رفتم هرچی از صبح خورد بودم بالا آوردم به اینه نگا کردم زیرچشمم کبود شد بود از دستشويی اومدم بیرون
آراد اومد
-پاشو پاشو بریم بیمارستان پاشو
دیگه تحمل نداشتم
-باشه
باهمون تاپ من رو برد پایین همه پایین بود با لباس خواب بودن مگه ساعت چند به ساعت نگا کردم ساعت ۱ بود چقد خوابیدم
-کجا میرید
-لیلی حالش اصلا خوب میخوام ببرمش بیمارستان
-احتمالا میخوای با تاپ ببریش
به من نگا که اصلا حوصله هیچی نداشتم حالمم خیلی خراب بود
-ببخشید آقاجون حواسم نبود مامان میشه برای لیلی ی مانتو بیاری

به دکتر خیره شدم یک باحالت پروفسوری نگام می‌کرد
-توی آزمایش هاش چیزی ندیدم احتمال میدم حامله باشه بیرید براش از داروخانه بیمارستان بی‌بی چک بگیرید
واییییییییییی خدااااا همین کم موند حامله شم من احمق توی این سه به این مغز فندوقیم فشار نیاوردم که چرا سه روز فقط بالا میارم با حالت زاری از اتاق دکتر اومدیم بیرون
-الان چیکار کنیم بدبخت شدیم
-صبر کن گفت احتمالا همین جا بشین برم برات بگیرم
نشستم روی صندلی اگه آقاجون میفهمید عمرن میذاشت جدا بشیم

........
به بی بی چک نگا کردم
دیدگاه ها (۰)

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۲#چند_پارتی#سونگمین-خفه نمیشی هااااااا (عربده...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

part 2

رمان عشق ممنوع

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

فیک تهیونگ

پارت ۳ ویو ا.ت با حس سرمای شدیدی از خواب بلند شدم چند لحظه ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط