سفیران سلامت پارت۶

هرچی وایسادم دیدم داداشم نمیاد نگران شدم هی باهاش تماس می‌گرفتم جواب نمی داد
دلشوره داشتم

(بچه ها هوسوک اسم جیسو رو عشق ترین ابجی سیو کرده بوده)

که دیدم هوسوک با من تماس گرفت

_الو
-سلام شما خواهر جناب هوسوک هستید؟
_بله خودم هستم شما؟
-برادر شما تصادف کردن و برای عمل نیاز به امضای یکی از اعضای خانواده هست منم دیدم شماره شما هست گفتم با شما تماس بگیرم


اینو که شنیدم دنیا رو سرم خراب شد من از کل این دنیا فقط داداشم و داشتم

سریع رفتم بیمارستان

امضا کردم و رفتم پیش دکترش

_جناب دکتر داداشم برای چی تصادف کرده

دکتر:ایشون وقتی داشتم میرفتن یه سگ جلو راهشون رو میگیره
اومدن که جهت ماشین رو تغییر بدن از دره افتادن پایین

_حالا داداشم خوب میشه؟

دکتر:اینو من نمیتونم بگم هر لحظه شما باید اندکی کامل برای یه خبر داشته باشین(خبر مرگ)

وایسادم گریه کردن
(۴ساعت بعد)

پشت اتاق عمل نشسته بودم
همش هی میومدن و میرفتن

به یکی از دکتر ها گفتم داداشم حالش خوبه

دکتر:نزدیک نخاع زربه بدی خورده کارمون سخته

(۱ساعت بعد)

یکی از دکتر ها اومد بیرون گفت

تسلیت میگم غم اخرتون باشه
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۲۶)

عضو. ۸ Bts

ادامه پارت (۱۴)

ویو صبح:ا/ت با آلارم گوشیش پا میشه و احساس میکنه که خیلی خست...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

پارت۵

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

Pat:11اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . می خواستم وارد اتاق بشم ک...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط