پارت ۲

پارت ۲


که یهو عمه ی ا/ت گفت
عمه ی ا/ت :خب جوابت چیه خانم خانما

ا/ت:من قبول میکنم که با کوک ازدواج کنم


همه ی جمع:مبارکههههههه

عمه ی ا/ت:خب منتظر چی هستین بلند شین برید عمارت کوک آها راستی هفته ی دیگه یه مهمونی سلطنتی هست که ا/ت و کوک هم باید بیان

ا/ت :چی مهمونی سلطنتی

عمه ی ا/ت:بله عروس خانوم

ویو کوک:
باورم نمیشه بالاخره تونستم باهاش ازدواج کنم
ولی اون بیماری قلبی داره شاید نتونم تو عملیات هام بیارمش



ا/ت و کوک سوار ماشین شدن


کوک:ا/ت ببخشید میپرسم میخوام بدونم که هنوز هم اون افسردگی و بیماری قلبی رو داری

ا/ت :خوب راستش هنوز دارم حتی بدترم شده ولی خب اهمیتی نمیدم

کوک:تو این چند سال دلم خیلی برات تنگ شده بود

ا/ت:منم همینطور اوپا

وقتی بهش گفتی اوپا لپاش قرمز شد و خجالت کشید

چند مین بعد رسیدید عمارت و وارد عمارت شدید

کوک:خب چیکار کنیم خانم ا/ت

ا/ت :هرچی تو بخوای آقایی

کوک:میخوای آلبوم عکسای بچگیمون رو ببینیم

ا/ت:آره اره


کوک عکسا رو آورد و دیدین


کوک:از همون بچگی ت هم ناز بودی


ا/ت :الان که فکر میکنم حتی کیوت تر هم شدی

کوک:یااااااا یه مافیا هیچوقت کیوت نیست


ا/ت:
ولی تو هستی





ادامه پارت بعد
دیدگاه ها (۳)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تکپارتی جونگ کوک

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

لیا دستش رو برداشت و روبه بقیه گفت لیا : بریم دیگه کوک : آره...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

پارت ۴۷

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط