{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در انتـظار تـو میـمانم …

در انتـظار تـو میـمانم …

بــرای آمدنت … بــرای بـوئیدنت …بــرای آغـوش گــرمت …

بــی قــراریم بــرای دیـدار تــو …

از لبــه ی دیــوار احسـاسم ســرک میــکشد …

فقـط … ای کـاش پس از ایـن انتظـار می آمدی …

و ایـن اشـک های انتظار ک بر گـونه هایم رسـوب شده را …

با گـرمای وجـودت ب لبخـند تبدیـل میـکردی …

در ایـن زمـانه سنـگی …انتظـار بــرای تـو …

زیــباتـرین لحظـه هایم را تشـکیل میـدهد
دیدگاه ها (۱)

استادی از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتی عصبانی هستیم داد می‌زن...

هَـمیشه بـآید کَسـی باشد کـــہ مــَعنی سه نقطه‌هاے انتهاے جم...

ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺮﻁ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﻨﯿﻢ ؟؟؟ ﭘﺴﺮ : ﺑﺎﺷﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ … ﺩﺧﺘﺮ : ﺗ...

بوسه ی محکم و طولانی نمیخواهم!! بغل گرم و عاشقانه هم نه!!!!!...

سناریو تهیونگ

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

در انتـظار تـو میـمانم …بــرای آمدنت … بــرای بـوئیدنت …بــر...

خنده هایم را با تو تقسیم میکنم با تو که در کنارت غرق آرامشم ...

حالا که آمدی ،خط میزنم تمامِ ناممکن های دنیارا...نیست و نابو...

" چه تلخ است باور این قصه که بدانم زبانت با من است و دلت با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط