{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت¹

پارت¹
+سلام اسم من هوانگ ات هست و من۲۲سالمه و با کاملیا یجا زندگی میکنیم توی عمارت از ماموریت اومدم رفتم در زدم
(علامت اجوما§)
§سلام خانم
+اجوما
§جانم
+بهت گفتم بهم چی بگو
§دخترم
+افرین دیگه تکرار نشه اون دختره که شونزده سالش بود کجاس
§داره کار میکنه
+بگو بیاد دفترم
§چشم خ..دخترم
+...
ویو اجونا
§سلام اسم من چوی بورامه و من ۴۰ سالمه و از بیست و پنج سالگی اینجام و از وقتی ات بچه بود اینجام تقریبا وقتی شونزده سالش بود پدر و مادرشو کشت و هیچکس تا حالا لبخندشو ندیده و اگر عصبانی شد دیگه هیچ‌ حالا به میرا گفت بره تو دفترش امیدوارم نکشش اخه اون خیلی بیرحمه
§دخترم برو اتاق ارباب
٫چشم
....
تق تق تق تق
+بیا(سرد)
٫بفرمایید خانم
+بیا جلو
٫بفرمایید
+خونتون کجاست
¥چرا
+یادت رفته چطوری اوردمت یا نه ها م...(داد)
§خانم
+این بیصاحاب مگه در نداره ها(داد)
§ببخشید
+کارتو بگو و گمشو
§میتونم برم خونه اخه عروسی دخترم
+شکاره کارتشو بگو
§بفرمایبد برای چی می خواید
+یک میلیون ریختم حساب دخترت
§خیلی ممنونم خانم
+برو
...
ویو جیمین
-سلام اسم من پارک جیمین بزرگترین مافیای جهان هستم و پولدار ترین مرد جهان و من با هفتا رفیقم یه جا زندگی میکنیم امشب قراره مهمونی بگیریم
(علامت اعضا کوک× یونگی# جیهوپ@ نامی÷ جین=)
@پسرا
-چیشده
@امشب سایه هم دعوت کنم(باند سایه باند ات هست و باند جیمین اینا باند سان یا افتاب)
-اره اون اصل کاریه
@اوکی
ویو ات
+داشتم غذا می خوردم که گوشیم زنگ خورد اومم باند سان چی میگه
+الو
@سلام
+سلام(همش سرده)
@امشب یه مهمونیه
+خب
@خب نداره باید بیاید به مهمونی به عنوان یک مافیا
+اوکی
قط کرد
@قطع کرد
-چی
@قطع کرد
#چقدر پر رو
~واقعا
÷هوفف ولش
-اوهوم
ویو ات
+خب کامی این خوبه
&نه
+اومم این
&نه
+اولین نفری هستی که انقدر بهم میگه نه
&میدونم حالا گوه نخور و بپوش
+چج‌چج این
&..
+الو
&...
+کامی
&ه..ها اها خ..خوشگل شدی
+ممنونم🙂
&🙂
ویو شب
+اماده شدیم و رفتیم سمت ماشین که ...(نکته کاملیا هم مافیاس ولی رتبه ی سوم و داره از نظر باند )
دیدگاه ها (۰)

به زیباییه مشکی

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

پارت ۳یوری : زود بااش لباست رو بپووووششات : چشمالکس : ببخشید...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

.....//برده ی زیبا//......

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

#عشق در نگاه او part 6در که باز شد دوتا مرد هیکلی وارد شدن ب...

پارت ۱۸یهو دیدم همه دارن بهم نگاه میکردن چون .. من داشتم فار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط