{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی.

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی.

ات: سلام

هیونجین: سلام شما عضو جدید هستید؟

ات: بله

هیونجین: ام خب خوش اومدی

ات: ممنون

ات: اسمت چیه؟

هیونجین: اسمم هیونجین ه میتونی هیون صدام کنی

ات: باشه هیون

هیونجین: ( لبخند زد)

فیلیکس: اه سلام ات

ات: شما منو میشناسید؟

فیلیکس: نه جی وای پی بهم گفت

ات: اها

بعد از ات اسم همرور پرسید و باهاشون گرم شد و اهنگ جدید هم منتشر کردند. باهم لایو گذاشتند خلاصه خوش گذرونی کردند .

1 سال از اومدن ات گذشته بود و هیون یک حس هایی به ات پیدا کرده بود هر وقت ات رو میدید قلبش میتپید و لبخندی به صورتش میومد و دلش میخواست بوسش کنه 🤣

ویو هیونجین:

من به ات حس پیدا کرده بود و هر وقت میدیدمش یک خس عجیبی بهم دست میداد و نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم امروز هم تولد ات هستش و میخوام هم سوپرایزش کنم و هم بهش اعتراف کنم.


ویو ات:

وای امروز تولدمه اخجون من یه چند روزی به هیون حس پیدا کردم نمیدونم چجوری بهش بگم میترسم ردم کنه. ای وای گوشیم صبر کن هیون اخجون زنگ رو برداشتم

مکالمه ات و هیون:

ات: سلام هیون چطوری؟


هیونجین: خوبم تو خوبی من گوشیم شارژ نداره ساعت 6 و نیم تو کافه همیشگی منتظرتم

ات: باش بای


ویو ات و هیون تو کافه:

ات و هیون غذا سفارش کرده بودند و منتظر بودند بیاد.

که یهو مهماندار با کیک اومد و گفت تولدت مبارک و هیون گفت:

هیونجین: سوپرایز

ات: ممنون هیون( ذوق زده)

هیونجین: ام خب ات میخواستم یک چیزی بهت بگم

ات: چی بگو

هیونجین : دوستت دارم

ات: ام منم دوستت دارم

بعد هیون ات رو بغل کرد و اون شب ازش خواستگاری کرد. ات هم قبول کرد و یک شب خوش داشتند.

پایان
دیدگاه ها (۶)

پیشی هم استی شد 😂

🛐🛐

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

بگید خوشگلای مامی هیونی🥹🤍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط