{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب امد ودوباره دل تنگم بهانه گرفت

شب امد ودوباره دل تنگم بهانه گرفت
بغضم بر گلو نشست وهوای خانه گرفت
دو چشم اشک بارم تا سحر نالید
دوباره اتش درونم چه زبانه گرفت.
دیدگاه ها (۴)

پدرم نیست ...

رفته از کف بعد پیغمبر توانم یا علی خسته ام این روز ها، آرام ...

عاشقانه های شبنم

وقتی لب تو خنده زد

از ترس تا اعتمادpart: 7 ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 46ویولت چند قدم جلو رفت.— جوابم رو ب...

عاشقانه های شبنم

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_12 فصل ششم | او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط