پارت ۱۱۴

نتونستم دووم بیارم زدم زیر گریه یونگی هول کرد و دستم ول کرد
- هی هی گریه نکن غلط کردم گریه نکن
+ تو .... حق حق .. بهم خیانت کردی ....حق ... بهم گفتی منوفقط دوست داری ولی تو اون ...
همراه حرفام با مشتام ضربه های آرومی به سینه سفتش میزدم
- یه دیقه صبر کن من .. من بهت خیانت نکردم
+ خودم شنیدم به اون دختره ایکبیری گفتی پیشی کوچولو
- من به کی گفتم پیشی کوچولو
+ اومدم اتاقت داشتی به لی میگفتی
یونگی تو چشام نگا کرد و بعد پقی زد زیر خنده
+ زهر مار چرا میخندی
- اون روز لی مثل همیشه اومده بود تا وصیت عموم و یادم بیاره
اشکام و پاک کردم
+ مگه عموت چه وصیتی کرده
- ای خداااا آخه پسرم انقدر کیوت
و لپم و بوسید خجالت کشیدم
- بچه هلو وصیت کرده بود که من با لی ازدواج کنم ولی توی لحظه آخر نظرش عوض شد و گفت با کسی که دوست دارم ازدواج کنم
+ خب این به کنار چرا بهش اونطوری گفتی
- پشمکککک
یه صدای میو مانندی اومد و دیدم کنار تختش یه گربه ریزه میزه نشست سریع رفتم پایین تخت
+ یا خدا چقدر تو نازی
گربه یکم میو کرد و اومد بغلم نشست
- جیمین معرفی میکنم جانشینت توی این پونزده سال
+ مرسی دیگه من شبیه گربمممم
- بله خودشم از اون ملوساش
لبخند کوچولویی زدم
دیدگاه ها (۱)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣37🦋)✥(ویو ۷ دقیقه ی بعد)ظرف هارو شستم و دستام ...

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

ازدواج از اجبارChapter:2P:2"ویو الیزابت"رفتم نزدیکش زدم تو گ...

کپشنننننننننن🛐🛐🛐دوردونه سکسی🤤🔞پارت اول از دروازه بزرگ آهنی ب...

حاجی امروز رفتیم خونه دوست مامانم😐بهتون گفتم که میرم...بگذری...

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

{ خوانواده بی ارامش }

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

{عشق فراموش شده}[P 10](ویو یوری) کت خود بی معرفتش بود. فکر م...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط