{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقای مجری: یه قدم جلو یه قدم عقب. حالا عوض. اون یکی پا

آقای مجری: یه قدم جلو یه قدم عقب. حالا عوض. اون یکی پا
فامیل دور: من قاطی کردم قبلا داشتم باکدوم پا می رفتم. می ترسم که نکنه يه پام بیشتر قوی شه اون یکی لاغر بمونه
آقای مجری: حالا دو تا پا می پریم جلو می پریم عقب فامیل دور:می پریم؟ من شرمنده، گفته بودم من یه کم خاطره بد دارم در دوران کودکی. شب خواب بد می بینم
آقای مجری: حالا مثلا فرض می گیریم جلومون یه جوب آبه می پریم جلو می پریم عقب
فامیل دور:خوب چه کاریه، دو قدم اون ورتر پل هست. از روی پل بریم.
پسرخاله: آقای مجری، میخواید فامیل رو کول کنیم از جوب رد کنیم می افته فامیل دور: نه آخه زحمت می شه برات. زحمت نیست؟پسرخاله: نه بابا بیا
آقای مجری: چی کار می کنی. ورزشه. پسرخاله ورزشه پسرخاله: آخه می افته تو جوب گلی می شه
آفاي مجری: کدوم جوب؟ جوبی نیست که، ورزشه
پسر عمه زا: همین جوب رو می گه دیگه که پر کثافته جلومون آلوده
دیدگاه ها (۳)

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

دختر و پارتی

برادر ناتنی

سناریو از شخصیت های انیمه جوجوتسو کایسن_ درخواستی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p۳۸دو جفت چشم سرخ...بعد سه جفت...بعد یکی ...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

پارت: 18 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هوای اتاقِ سمعی‌بصری یهو ا...

گربه های ولگرد پارت ۱ قسمت ۶

و چون کلا آدم بدبینی هم هستم !! یه نکته ای یهو به ذهنم رسیدچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط