{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵

پارت ۵

( که یهو یه دختر با لباسای خونی و
صورت خونی از اتاق رعیس
پرت شد بیرون.
( ادمین : بچه ها توجه کنید اون دختره که پرت شو بیرون با لباسای خونی و صورت خونی یونا بوده )
منم زود رفتم داخل .
دیدم که شلاق خونی وسط اتاق هست و
رعیس هم روس صندلی نشسته و دستش رو گزاشته رو سرش .
که یهو گفت :
_ چی می‌آید! ( داد )
+ رعیس خودتونو جمع کنید . امروز یه جلسه خیلی مهم دارید.
_ ولم کن برو بیرون!(داد)
+ رعیس خاهش میکنم بخاطره خودتون منم این اتفاقو تجربه کردم ولی هیچی نشد نه گریه کردم نه ناراحت شدم هیچی پس لطفا خودتونو جمع کنید!
( ادمین گلتون : میدونم چرت شد ولی به روم نیارید . خب چیکار کنم خودتون گفتین این حرفو به من چه 😌😝😂 )
رعیس خودشو جمع کرد و گفت :
_ ممنون!
+ خاهش میکنم ! (لبخند)
_ ام..ات!
+ بله رعیس!
_ میگم میشه امشب با من بیای رستوران!؟ (لبخند)
+ چشم رعیس !
_ وقتی بیرون یا تنهاییم به من بگو نامجون !
+ چشم رعی...ام نامجون !
_ خوب ... شب میام دنبالت .
+ باشه مرسی .
_ خاهش .

( ویو ات )
( از اتاق رعی.... ینی نامجون اومدم بیرون ورفتم خونه بگلباسامو عوض کردم و کیمچی درست کردم و خوردم و رفتم تلوزیون ببینم که یهو.....
......ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

پارت ۶ فرشته ی من ( که هیو گوشی ات زنگ خورد .وات گوشیشو بردا...

بایستون از استری کیدز کیه ؟ تو کامنتا بگین

😂😂🤣🤣🤣

پارت هفتم (درسته؟)

✨سرنوشت✨پارت ۲نامجون روبه ات. بیا توویو ات. معلوم بود که ازم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط