دارکاستریتمکانی که نقشه فراموشش کرده
دارکاستریت—مکانی که نقشه فراموشش کرده
گاهی شهر، قسمتی از خودش رو پنهان میکنه.
نه از شر، بلکه برای اینکه هر کسی لیاقت دیدنش رو نداره.
Dark Street Area
جاییکه شبها، دیوارها نفس میکشن
و پنجرهها شعرهایی زمزمه میکنن که روز نمیفهمد.
صدای گامها مثل یادداشتهای گمشده،
روی آسفالت خیس جا میگذاره خاطره.
اینجا نه تنهایی شرمآوره،
نه سکوت نشانهی ضعف.
تو اگر گوتی، ایمویی، متالهدی…
اینجا وطنته،
اینجا اسم نداره، ولی تو رو با اسم کوچیکت صدا میزنن.
فروشگاهها شمع میفروشن، نه نور.
کافهها درد سرو میکنن، نه قهوه.
و کتابفروشیها، صفحهی آخر رو سفید میذارن
چون قراره تو بنویسی.
گاهی شهر، قسمتی از خودش رو پنهان میکنه.
نه از شر، بلکه برای اینکه هر کسی لیاقت دیدنش رو نداره.
Dark Street Area
جاییکه شبها، دیوارها نفس میکشن
و پنجرهها شعرهایی زمزمه میکنن که روز نمیفهمد.
صدای گامها مثل یادداشتهای گمشده،
روی آسفالت خیس جا میگذاره خاطره.
اینجا نه تنهایی شرمآوره،
نه سکوت نشانهی ضعف.
تو اگر گوتی، ایمویی، متالهدی…
اینجا وطنته،
اینجا اسم نداره، ولی تو رو با اسم کوچیکت صدا میزنن.
فروشگاهها شمع میفروشن، نه نور.
کافهها درد سرو میکنن، نه قهوه.
و کتابفروشیها، صفحهی آخر رو سفید میذارن
چون قراره تو بنویسی.
- ۱۲.۰k
- ۱۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط