•شربت تلخ• Fake: Bitter syrup 부분 : ۱۶
______
زمان حال
گوشی تهیونگ زنگ خورد ، ولی تهیونگ جواب نداد و بجایش نامجون جواب داد
نامجون : آلو بفرمایید ؟
سو مین : گوشی کیم تهیونگ ؟
نامجون : بله ، ایشون الان نمیتواند جواب بده
سو مین : گوشی رو بده بهش
نامجون : ولی .....
سو مین : گفتم بده بهش
نامجون به صداش شک کرد
( سو مین دشمن خونی تهیونگ و بقیه پسرا است )
نامجون : تهیونگ، میگه باید خودت حرف بزنی
نامجون آروم میگه : چقدر صداش شبیه سو مین بود
_ : بله
سو مین : سلام تهیونگ
_ : تو تو
سو مین : یادت آمد
_ : سو .... سو مین .... الدنگ چی میخوای الان
جیمین : سو مین ؟
نامجون : گفتم سو مین عه
_ : چی میخوای عوضی
سو مین میخواست صدای ا.ت رو در بیاره ولی ا.ت میخواست چیزی نگه ولی سو مین یه ضربه محکم زد که باعث شد صدای ا.ت بره هوا
_ : اون اون.... اون ا.ت بود ؟
(سو مین خنده )
_ : آشغال داری با ا.ت چی کار میکنییییییی ..... همین الان ا.ت رو ول کن
سو مین : وا چرا داد میزنی گوشم کر شد ، همینجوری که نمیشه شرط داره ...
_ : چه شرطی (عصبی)
سو مین : یا از ا.ت جدا میشی برای همیشه و با من زندگی میکنه یا میکشمش ( با یه خنده ی شیطانی )
_ : (چند لحظه مکث میکنه ) ..... چی ؟ چی داری
میگی ؟ من توی هردو ا.ت رو از دست میدم !!
_ : تهیونگ تهیونگ خواهش میکنم این کار و........ ( با گریه)
حرفش با سیلی که از سو مین میخوره قطع میشه .
( از گوشهی چشم تهیونگ اشکی سرازیر شد )
سو مین : همین که گفتم بهت ۵ روز وقت میدم برای تصمیمت، یا رهاش میکنی یا میکشمش .
سو مین تلفن رو قطع میکنه
تهیونگ که توی شک مونده بود گوشی از دستش لیز خورد .
کوک : تهیونگ چی شد ؟
شوگا : تهیونگ حالت خوبه ؟ ا.ت خوبه
تهیونگ همینجوری توی شوک مونده بود که به حرف آمدم
_ : گفت......گفت یا ا.....از ا.ت جدا .....شو.......یا......یا میک....میکشمش(لکنت)
تهیونگ یاد بیماری ا.ت افتاد و باعث شد عصبی تر بشه
بقیه هم میدانستند ا.ت بیماری داره همه توی شوک بودن و نگران ا.ت بودن
نامجون : نگفت کجا بیای
که پیامکی برای تهیونگ آمد ،جیمین اون پیامک رو نگاه کرد دید آدرس رو داده
تهیونگ تکیه داد به صندلی آروم اشک میریخت میکرد .
جین به جیهوپ زنگ زد ، جیهوپ هم گفت چی شده
نامجون : تهیونگ نجاتش میدیم نمیزاریم نه بمیره و از تو بگیرش
جیهوپ : آره تهیونگ نگران نباش
_ :, چرا هی میگید نگران نباششششش سو مین عوضی داره ا.ت رو میکشهههههههه چرا آنقدر خونسردیننننن ( با داد )
شوگا : تهیونگ ما هم نگرانه ا.ت هستیم ، ما میخوام میخوایم که ...
کوک : میخوام آرومت کنیم
_ : من تا وقتی که ا.ت پیشم نباشه آروم نمیشم الکی زحمت نکشین
(تهیونگ جان ا.ت رو زیاد بزرگ نکن😐)
تهیونگ میخواست از ماشین بره ولی نامجون جلوش رو گرفت
شرط :
فالو :¹⁰⁸
لایک :¹⁰
کامنت: ²³
زمان حال
گوشی تهیونگ زنگ خورد ، ولی تهیونگ جواب نداد و بجایش نامجون جواب داد
نامجون : آلو بفرمایید ؟
سو مین : گوشی کیم تهیونگ ؟
نامجون : بله ، ایشون الان نمیتواند جواب بده
سو مین : گوشی رو بده بهش
نامجون : ولی .....
سو مین : گفتم بده بهش
نامجون به صداش شک کرد
( سو مین دشمن خونی تهیونگ و بقیه پسرا است )
نامجون : تهیونگ، میگه باید خودت حرف بزنی
نامجون آروم میگه : چقدر صداش شبیه سو مین بود
_ : بله
سو مین : سلام تهیونگ
_ : تو تو
سو مین : یادت آمد
_ : سو .... سو مین .... الدنگ چی میخوای الان
جیمین : سو مین ؟
نامجون : گفتم سو مین عه
_ : چی میخوای عوضی
سو مین میخواست صدای ا.ت رو در بیاره ولی ا.ت میخواست چیزی نگه ولی سو مین یه ضربه محکم زد که باعث شد صدای ا.ت بره هوا
_ : اون اون.... اون ا.ت بود ؟
(سو مین خنده )
_ : آشغال داری با ا.ت چی کار میکنییییییی ..... همین الان ا.ت رو ول کن
سو مین : وا چرا داد میزنی گوشم کر شد ، همینجوری که نمیشه شرط داره ...
_ : چه شرطی (عصبی)
سو مین : یا از ا.ت جدا میشی برای همیشه و با من زندگی میکنه یا میکشمش ( با یه خنده ی شیطانی )
_ : (چند لحظه مکث میکنه ) ..... چی ؟ چی داری
میگی ؟ من توی هردو ا.ت رو از دست میدم !!
_ : تهیونگ تهیونگ خواهش میکنم این کار و........ ( با گریه)
حرفش با سیلی که از سو مین میخوره قطع میشه .
( از گوشهی چشم تهیونگ اشکی سرازیر شد )
سو مین : همین که گفتم بهت ۵ روز وقت میدم برای تصمیمت، یا رهاش میکنی یا میکشمش .
سو مین تلفن رو قطع میکنه
تهیونگ که توی شک مونده بود گوشی از دستش لیز خورد .
کوک : تهیونگ چی شد ؟
شوگا : تهیونگ حالت خوبه ؟ ا.ت خوبه
تهیونگ همینجوری توی شوک مونده بود که به حرف آمدم
_ : گفت......گفت یا ا.....از ا.ت جدا .....شو.......یا......یا میک....میکشمش(لکنت)
تهیونگ یاد بیماری ا.ت افتاد و باعث شد عصبی تر بشه
بقیه هم میدانستند ا.ت بیماری داره همه توی شوک بودن و نگران ا.ت بودن
نامجون : نگفت کجا بیای
که پیامکی برای تهیونگ آمد ،جیمین اون پیامک رو نگاه کرد دید آدرس رو داده
تهیونگ تکیه داد به صندلی آروم اشک میریخت میکرد .
جین به جیهوپ زنگ زد ، جیهوپ هم گفت چی شده
نامجون : تهیونگ نجاتش میدیم نمیزاریم نه بمیره و از تو بگیرش
جیهوپ : آره تهیونگ نگران نباش
_ :, چرا هی میگید نگران نباششششش سو مین عوضی داره ا.ت رو میکشهههههههه چرا آنقدر خونسردیننننن ( با داد )
شوگا : تهیونگ ما هم نگرانه ا.ت هستیم ، ما میخوام میخوایم که ...
کوک : میخوام آرومت کنیم
_ : من تا وقتی که ا.ت پیشم نباشه آروم نمیشم الکی زحمت نکشین
(تهیونگ جان ا.ت رو زیاد بزرگ نکن😐)
تهیونگ میخواست از ماشین بره ولی نامجون جلوش رو گرفت
شرط :
فالو :¹⁰⁸
لایک :¹⁰
کامنت: ²³
- ۱۹.۳k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط