پارت ۴۰
حس کردم دارم سکته می کنم وایساد و برگشت سمتم
_برو لباست رو عوض کن روی تخت یه لباس گذاشتم اونو بپوش با سوهو آشنا شدی تو مدرسه پسر خالمه با مامانش و مامان من اومدن
+چچ..ش..مم
رفتم اتاقم درو قفل کردم
نشستم رو تخت منظورش چی بود
شب می بینی خدایا گوه خوردم کمکککک
با مشت زدم رو قلبم
+لعنتی آروم باش آروم باش آروم باش آروم باش آرومم
لباس روی صندلی میز تحریر بود پاشدم برداشتمش پوشیدم 《عکسشو میزارم 》
رفتم رو تخت دراز کشیدم گوشیم رو برداشتم یکم توش ور رفتم به دخترا پیام دادم تو گروه سه تاییمون
+بچه ها کمکم کنید یه گوهی خوردم با خدمتکارا حرف زدم بهم گفته بود اگه حرف بزنی تنبیه میشی رفتم با خدمتکارا حرف زدم در مورد اتاقی که درش قرمزه
*همیشه در حال گوه خوردن و فضولی هستی
×اون اتاق چیه مگه خدمتکار چی گف
+گف هرکی وارد اون اتاق شده سالم برنگشته بیرون
*بد بخت شدی
×اون چی گفت پدر ناتنیت
+گف امشب خودت میبینی الان مهمون داره
×ینی خاک عالم تو سرت خودتو بزن به مریضی
+میفهمه
*به سوهو بگو کمکت کنه
+پسر خاله سوهوئه
×به فنا رفتی
*برو دوش آب سرد
×آره اون طوری بی هوش میشی فقط سرتم ببر زیرش
+اوکی مرسیییی عاشقتونم
*قبلش پیامامونو پاک کن نبینه
×ببینه به فنا میری
+باش مرسی
پیامارو پاک کردم رفتم وان رو پر آب سرد کردم لباس هامو در آوردم رفتم توش بینی مو گرفتم رفتم زیر آب بعد ۱دقیقه اومدم بیرون از آب با همون آب یخی خودمو شستم اومدم بیرون موهامو سریع خشک کردم لباسی که گفته بود پوشیدم که در خورد
سریع رفتم رو تخت نشستم
+بفرمایین داخل
~سلام
+سلام تویی .ذوق
~آره چه خبر
+ هیچی خوبی
~آره تو خوبی
+مرسی بیا بشین
~اوکی
+پایه ای گیم بزنیم
~از خدامه
+😃
۵۵مین بعد
در اتاق خورد
+بیاین داخل
^دخترم پدرت گف بیاین پایین
+چشم آجوما
لایک یادتون نره عشقام کامنت نمیشه
گذاشت فعلا
پارت هدیه صد تایی شدنمون 🎁🎉
_برو لباست رو عوض کن روی تخت یه لباس گذاشتم اونو بپوش با سوهو آشنا شدی تو مدرسه پسر خالمه با مامانش و مامان من اومدن
+چچ..ش..مم
رفتم اتاقم درو قفل کردم
نشستم رو تخت منظورش چی بود
شب می بینی خدایا گوه خوردم کمکککک
با مشت زدم رو قلبم
+لعنتی آروم باش آروم باش آروم باش آروم باش آرومم
لباس روی صندلی میز تحریر بود پاشدم برداشتمش پوشیدم 《عکسشو میزارم 》
رفتم رو تخت دراز کشیدم گوشیم رو برداشتم یکم توش ور رفتم به دخترا پیام دادم تو گروه سه تاییمون
+بچه ها کمکم کنید یه گوهی خوردم با خدمتکارا حرف زدم بهم گفته بود اگه حرف بزنی تنبیه میشی رفتم با خدمتکارا حرف زدم در مورد اتاقی که درش قرمزه
*همیشه در حال گوه خوردن و فضولی هستی
×اون اتاق چیه مگه خدمتکار چی گف
+گف هرکی وارد اون اتاق شده سالم برنگشته بیرون
*بد بخت شدی
×اون چی گفت پدر ناتنیت
+گف امشب خودت میبینی الان مهمون داره
×ینی خاک عالم تو سرت خودتو بزن به مریضی
+میفهمه
*به سوهو بگو کمکت کنه
+پسر خاله سوهوئه
×به فنا رفتی
*برو دوش آب سرد
×آره اون طوری بی هوش میشی فقط سرتم ببر زیرش
+اوکی مرسیییی عاشقتونم
*قبلش پیامامونو پاک کن نبینه
×ببینه به فنا میری
+باش مرسی
پیامارو پاک کردم رفتم وان رو پر آب سرد کردم لباس هامو در آوردم رفتم توش بینی مو گرفتم رفتم زیر آب بعد ۱دقیقه اومدم بیرون از آب با همون آب یخی خودمو شستم اومدم بیرون موهامو سریع خشک کردم لباسی که گفته بود پوشیدم که در خورد
سریع رفتم رو تخت نشستم
+بفرمایین داخل
~سلام
+سلام تویی .ذوق
~آره چه خبر
+ هیچی خوبی
~آره تو خوبی
+مرسی بیا بشین
~اوکی
+پایه ای گیم بزنیم
~از خدامه
+😃
۵۵مین بعد
در اتاق خورد
+بیاین داخل
^دخترم پدرت گف بیاین پایین
+چشم آجوما
لایک یادتون نره عشقام کامنت نمیشه
گذاشت فعلا
پارت هدیه صد تایی شدنمون 🎁🎉
- ۴۱.۹k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط