♧︎︎︎𝐰𝐢𝐥𝐝 𝐜𝐡𝐚𝐦𝐨𝐦𝐢𝐥𝐞

بابونه ی وحشی♧︎︎︎
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
𝐰𝐢𝐥𝐝 𝐜𝐡𝐚𝐦𝐨𝐦𝐢𝐥𝐞♧︎︎︎

″اومدم خونه کوک و تهیونگ داشتم نوشیدنی ال.کلی میخوردن″
.
.
_ببخشید آقایون اما اینجا جای خوردن این نوشیدنی نیس:/
.
-خو که چی تازه نامجون به منو کوک هم زنگ زده گفته بیاید
.
_نامجون کجاست??
.
-اونجا که باید باشه
.
_بگو ببینم کجاست
.
-باشه بابا وحشی تو اتاقه
.
.
″رفتم تو اتاق در اتاق رو باز کردم دیدم روی زمین لکه های خون هست،رفتم پیش نامجون رو تخت دراز کشیده بود صورت و لباساش خونی بود″
.
.
_نامجون چت شده?!
.
+میخواستم برم نودل بخرم وقتی خواستم برگردم از کوچه ی باریک اومدم و دو تا پسر با چاقو اومدن سراغم
.
_الان خوبی?!
.
+آره الان خوبم
.
_بزار برات کمک های اولیه بیارم
‌.
.
″رفتم که براش وسایل اولیه بیارم،رفتم تو اتاق که یهو دیدم نامجون نیست و از پشت سرم نامجون کوک و تهیونگ بودن تو دست نامجون هم کیک بود″
.
.
+تولدت مبارک ا.ت
.
_مرسی بچه ها وای خدا روی کیک طرح بابونست🥹
.
+آره دیگه خودت عاشق بابونه ای
.
_وای خدا🥹🤌🏿
.
+تولدت مبارک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ب همین زیبایی که دیدید:)🥹🤌🏿
البته بچه ها این فیک تک پارتیه هااااااااااا🤌🏿🥹
🤌🏿🥹❤️‍🔥🫦
دیدگاه ها (۰)

•~تک پارتی جونگکوک~•یک روز با جونگکوک چطور میگذره؟( به عنوان...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

وقتی استادت بودP:6ویو کوک:رفتم تو دیدم که لیا و لیام دادن هم...

صب با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم. ساعت ۱۱ بودم. بلند شدم ...

اجبار به بدبختی پارت۱۷

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

الماس زیبای من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط