سایه ابی

پارت ۴
انچه‌ گذشت:
شدو:سونیک خفه شو همش تقصیرتوعه!!!
شدو یه صیلی محکم به صورت سونیک زد
سونیک:*درحالی که اشک توی چشماش بود*زمرد و به شدو داد ...
سونیک:نه شدو اشکالی نداره... ببخشید که اصبانیت کردم......
فلش بک به زمان جنگ با اگمن:
از زبان سونیک :
متال سونیک و اگمن با زمرد فرار کردن
اونلحظه فقط به این فکر میکردم
که الان شدو چه حالی داره و وقتی
همه داشتن میرفتن من باهاشون نرفتم و
دنبال متال رفتم که زمرد دستش بود و منو دید
منم با اصبانیت بهش گفتم:اون زمرد و پس بده.
وگرنه میشکمت..
متال زمرد و زمین گذاشت و به سمتم حمله کرد
من اون موقع ضعیف بودم چون از قبل زخمی
بودم ولی اون زمرد و میخواستم و منم جنگیدم
ولی بعدش افتادم روی زمین و متال اومد بالا سرم
و میخواست زمرد و برداره منم یادم اومد با خودم
تفنگ آوردم پس با تفنگ ۶ گلوله ی ناقابل
حرومش کردم و متال خاموش شد و افتاد
منم زمرد و برداشتم ولی یهو از شدت درد
شروع کردم به خون بالا آوردن میخواستم
بیهوش بشم ولی سریع به خودم اومدم و
رفتم پیش بقیه ولی از صورت شدو معلوم بود
الان وقتش نیست
(پایان فلش بک)
سونیک:ببخشید که عصبانیت کردم...حالا فراموشش کنین نمیخوام تا صبح اینطوری سکوت باشه
روژ شدو رو میبره بیرون از خونه
روژ :شدو من چند بار باید بهت بگم انقدر زود عصبانی
نشو الان اگه سونیک ناراحت شده باشه هم تا ۳۰ قرن
دیگه هم بهت نمیگه شدو
شدو:روژ... دوباره باعث شده ناراحت بشه.... دیدی
حتی وقتی بدترین دعوای زندگیم رو باهاش کردم
چی گفت؟ گفت اشکالی نداره حتی ازم معذرت خواهی
کرد.... .
روژ: شدو فعلا بهش فکر نکن و فقط عادی باش
شدو :میخوام براش جبران کنم ....
روژ : باشه ولی الان نه
و رفتن داخل و دیدن سیلور داره ناکلز و میکشه
و سونیک هم داره تلاش میکنه از هم جداشون
کنه و سونیک تا روژ و شدو اومدن تو داد زد
بیاین کمکم الان ناکلز و میکشه
روژ:سیلور چرا داری می‌کشیش؟
سیلور:چون غذای منو خورد
روژ:دلیل نمیشه بکشید
سیلور:آه باشه نمیکشمش و ناکلز و میذاره زمین
روژ به قیافه ناکلز نگاه می‌کنه و میخنده
ناکلز:عههههههه روژ نخندددددددددددد
سونیک هم میخنده و همه می‌خندن
ولی فقط شدو بود که داشت به سونیک نگاه می‌کرد...
چطور بود؟
روزی یه پارت میدم ولی امروز بیشتر دادم
دیدگاه ها (۳)

خبر خوش بلاخره یه پارت دادم بالاخره نوشتمممم😂❤️پارت...؟🔥عشق ...

رومان قطره قرمز (پارت 8)

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۴از زبان شدوحرفایی که سو...

ببخشید دیر شد قول میدم فعلا فقط پارت بدم💗دردسر های سه روزه (...

رومان عشق پنهانی (پارت10)

رومان قطره قرمز (پارت 6)

چند پارتی (درخواستی)

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

پارت ۲ویو شوگاامروز صبح بیدار شدم و کار هام رو انجام دادم با...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۰ *سانیار*گذاشتمش زمین که گفت : ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط