گفت: خیلیا توےِ این شَهر از خفگے مُردن.🍃

گفت: خیلیا توےِ این شَهر از خفگے مُردن.🍃
گفتم: آره، این طرفا دریا🌊 سرِ سازگارے نداره با ڪسے.
گفت: دریا خیلیا رو ڪُشتہ..
اما اونایـے ڪہ مَن میگم
هَمشون از دلتنگے خفه ش‍ُدن.. :):cherry_blossom:
دیدگاه ها (۲)

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty three ویوی جونگ کوک : بعد...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

پشت مرز های مارالیا قسمت 4از زبان اجین لوسین لباسش را پوشید،...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 53 " " ویو پارک جیمین ...

contact 🍷#contract𝑃𝑇8ویو هویج:روز بعد:صدای سم اسب‌ها از پشت ...

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

Part 19

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط