{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت_4

#پارت_4
من (با لبخند کمرنگ): «دیگه دیر نمی‌کنی؟»

کوک خندید و منو کشید توی بغلش.

کوک: «دیگه نه. بیا بریم یه فیلم ببینیم. می‌خوای پاپ‌کورن درست کنم؟»

من: «با کلی شکلات؟»

کوک: «هر چی تو بگی، خانمِ خونه.»

سرم رو گذاشتم روی سینه‌اش. ضربان قلبش آرومم کرد.

من: «قول دادی‌ها. دیگه کار اولویت اول نیست.»

کوک بوسه‌ای روی موهام زد و گفت: «قول میدم. تو تنها اولویت منی. عاشقتم.»
.
.
. پایان .

خب بچه ها مرسی که از این چند پارتی حمایت کردین اگه خوشتون اومد بهم بگین بازم بنویسم یا نه
دیدگاه ها (۰)

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

سناریو

چندپارتی جونگ کوک

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

سناریو

شاگرد لوس من

تک پارتی✨عکس‌های قدیمی...عصر بود.ات داشت اتاق را مرتب می‌کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط