{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید کسی باشد شبی ماتم بگیرد

باید کسی باشد شبی ماتم بگیرد
وقتی نبودم صورتش را غم بگیرد
.
باید کسی باشد که عکس خنده ام را
در لابه لای گریه اش محکم بگیرد
.
هی شهر را با خاطراتش در نوردد
آینده اش را سایه ای مبهم بگیرد
.
چشمش به هر کوچه خیابانی بیافتد
باران تنهاتر شدن، نم نم بگیرد
.
از گریه های او خدا قلبش بلرزد
از گریه های او نفسهایم بگیرد
.
من جای خالی باشم و او هم برایم
هر پنج شنبه شاخه ای مریم بگیرد
.
#پویا_جمشیدی
دیدگاه ها (۴)

تکاپو پارت 107:خاک تو سرت🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...نور خورشید ...

فصل دومپارت بیست و دوم | حرف‌هایی که شنیده نشدچند ساعت از پی...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

( last minute )

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p81نینا با اخم گفت:«چیه؟»جیمین خیلی عادی...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۶: خبرآشپزخانه هنوز شلوغ بود.خدمتکارها ظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط