𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

Part 31

اون شب شوگا بعد از مدت ها برای چند ساعت به خونه برگشت

جین بهش گفته بود باید کمی استراحت کنه اما شوگا فقط می‌خواست چندتا از وسایل رینا رو پیدا کنه

وقتی وارد اتاقش شد همه چیز هنوز مثل قبل بود

کتاب هایی که رینا نصفه خونده بود روی میز بودن و لیوان مورد علاقه اش کنار پنجره قرار داشت

شوگا آروم وارد اتاق شد و روی تخت نشست

چشمش به یه جعبه کوچیک افتاد که گوشه میز بود

جعبه رو باز کرد و چندتا عکس قدیمی و کاغذ تا شده داخلش دید

یکی از عکس ها مربوط به اولین سالگرد آشناییشون بود

پشت عکس با دست خط رینا نوشته شده بود

امیدوارم یه روزی حتی وقتی پیر شدیم هم همینقدر دوستم داشته باشی

شوگا عکس رو محکم توی دستش گرفت و اشک از چشم هاش سرازیر شد

زیر لب گفت

من حتی بیشتر از قبل دوستت داشتم رینا

فقط احمق بودم و نفهمیدم تو چرا مجبور شدی بری

همون موقع گوشیش زنگ خورد

جین بود

شوگا سریع جواب داد

چی شده

جین با صدای خسته ای گفت

دکتر زنگ زد و گفت باید بیای بیمارستان

قلب شوگا فرو ریخت

چی شده جین

رینا حالش بدتر شده

جین چند لحظه سکوت کرد و بعد گفت

فقط بیا اینجا شوگا

شوگا بدون اینکه چیزی بگه از خونه بیرون زد

وقتی به بیمارستان رسید جین پشت در اتاق ایستاده بود

شوگا با عجله پرسید

چرا چیزی نمیگی

جین گفت

ضربان قلبش نامنظم شده بود ولی دکترها تونستن فعلا کنترلش کنن

شوگا نفس لرزونی کشید و دستش رو روی صورتش گذاشت

فکر کردم از دستش دادم

جین بهش نگاه کرد و گفت

شوگا باید یه چیزی رو بفهمی

اینکه تو پشیمونی درد رینا رو از بین نمی‌بره

شوگا سرش رو پایین انداخت

می‌دونم

ولی نمی‌تونم بدون اینکه یه بار دیگه باهاش حرف بزنم زندگی کنم

جین چیزی نگفت و در اتاق رو باز کرد

شوگا وارد شد و کنار تخت نشست

این بار سعی کرد گریه نکنه

موهای رینا رو از روی پیشونیش کنار زد و آروم گفت

یادت میاد همیشه بهم می‌گفتی از بیمارستان می‌ترسی

می‌گفتی اگه یه روز مریض بشی باید کنارت بمونم و دستت رو بگیرم

دستش رو گرفت

من الان اینجام

همونطور که قول داده بودم

فقط تو هنوز بهم نگفتی که می‌خوای تا کی دستت رو نگه دارم

سرش رو پایین آورد و پیشونی رینا رو بوسید

من منتظرت می‌مونم حتی اگه خیلی طول بکشه

اما پشت پنجره اتاق دکتر با چهره ای نگران به پرونده رینا نگاه می‌کرد

و چیزی که توی آزمایش های جدید دیده بود باعث شده بود برای گفتن حقیقت به جین آماده بشه

چون وضعیت رینا از چیزی که همه تصور می‌کردن خطرناک تر شده بود



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۵ — پایان شراب قرمزرینا در را باز کرد.پشت د...

سرنوشت(ویو رایا)شوگا رفت سمت اتاق و کت‌ش رو درآورد.روی دستش ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴سه ماه بعد____________...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

سناریو ریندو

درخواستی

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_12 فصل ششم | او...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت چهارم | پیام مرموزا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط