منشی جدید شرکت

part ¹⁸


رفتم دفتر رئیس و نشستم و اونجا و مشغول به کار شدم.....همش نگاه های سنگین رئیس رو روی خودم احساس می‌کردم.....نمیتونستم برگردم نگاهش کنم.....یه‌جورایی خجالت میکشیدم.....یه لحظه برگشتم و نگاهش کردم....باهام چشم تو چشم شدیم.....بعد از چند ثانیه دوباره سرم رو پایین انداختم و مشغول به کار شدم
تا اینکه وقت ناهار شد....با بقیه رفتیم ناهار بخوریم که رئیس هم اومد...عجیبه....همیشه تنهایی تو دفترش غذا می‌خورد.....بعدش دقیقا اومد روبروی من نشست....حالا فهمیدم چرا اومده با ما غذا بخوره
ساعت ۸ شب بود و دیگه همه رفتن خونشون و منم خواستم برم که رئیس جلومو گرفت:

یونگی: صبر کن من میرسونمت
ات: ن..نه ممنون خودم میرم
یونگی: تارف که نداریم میگم صبر صبر کن
ات: ب..باشه
*سوار ماشین رئیس شدیم و راه افتادیم سمت خونه‌ی من.....انگار منم یه حسایی که رئیس داشتم....ساعت ۸ بود....شاید بتونم یه شام سریع درست کنم....وقتی رسیدیم از رئیس خواهش کردم بیاد خونم اما قبول نکرد....بعد اسرار های فراوان تونستم راضیش کنم و اومد داخل خونه*
نشست روی مبل و منم رفتم و سریع شام درست کردم که زود حاضر بشه....جاجانگمیون درست کردم و بعد که حاضر شدم برم پیش رئیس و باهم خوردیم
یه حسی بهم میگفت الان بهش بگم که انگار منم عاشقش شدم....خواستم بهش بگم که یدفعه تلفنش زنگ خورد:
یونگی: بله؟
؟:.......
یونگی: چی؟ الان خودمو میرسونم
ات: چیزی شده؟
یونگی: مثل اینکه جیهو تونسته جی‌وو رو پیدا کنه
ات: واقعا
یونگی: آره....خوب من دیگه باید برم بابت غذا ممنون
ات: منم بیام؟
یونگی: نه تو واسه چی بیای خطرناکه همینجا بمون هرچی شد بهت خبر میدم
ات: باشه ممنون

*و یونگی رفت*

ای توف تو این شانس حالا که خواستم بهش بگم اینجوری شد.....الهی خیر نبینی جی‌وو "😅"

فردا:
مثل همیشه رفتم شرکت که دیدم رئیس داره با همه خداحافظی میکنه.....رفتم ببینم چه خبره که.....

ها ها ها خماری😂
ببخشید بابت رفتارام آخه من کرم دارم😁
خوب فردا شاید نتونم پارت جدید بزارم.البته تا عصر...آخر شب پارت جدید رو میزارم 💞
ممنونم از همه‌ی کسایی که حمایت میکنن
شرط نمیزارم چون بچه‌های خوبی هستین💗


#فیک#فیک_بی_تی_اس#فیک_تهیونگ#فیک_جونگ_کوک#فیک_جیمین#فیکشن
#فیک_شوگا#فیک_جیهوپ#فیک_نامجون#فیک_جین#سناریو#سناریو_بی_تی_اس
#سناریودرخواستی#وانشات#تک‌پارتی#جیمین#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#تهیونگ#جونگکوک
#کیم_نامجون#کیم_سوکجین#مین_یونگی#جانگ_هوسوک
#پارک_جیمین#کیم_تهیونگ#جئون_جونگکوک#بی_تی_اس#کوک#وی#یونگی#هوسوک
#سوکجین#آر_ام#آرمی#بلک_پینک#ما_پشت_بی_تی_اس_هستیم#بی_تی_اس_از_شما_بهتره
#جیمین_نفر_بعدی_نیست#نفر_بعدی_در_کار_نیست#نفر_بعدی_هیتره#من_آرمی_واقعی_هستم
#من_آرمی_بلینک_هستم#تهکوک#تهمین#ویکوک#جیکوک#یونمین#ویمین#وینام
دیدگاه ها (۳۷)

سلام دوستان ناناص

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

پارت ۱ آت تو یه مدرسه اجاره ای میمونه و هزینه های مدرسه و خو...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط