اجباری...

𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏

#بله من معذرت میخوام قربان ولی ایشون.....
_ایشون چی؟؟؟
#خبب...
_فاک به قبر عمت اون چشههه؟(بلند)
#خب ایشون سکته قلبی کردن 😔
_(تو شک مون)
پسرک بدون هیچ حرفی به اتاقی که ات در آن بود حمله کرد که با صحنه ای که دید نفس راحتی کشید
(نکته: جونگ کوک از پشت پنجره ی مستطیلی توی در ات رو دید)
و در را باز کرد و وارد شد
+ب. ب ببخش........
_(ات را از ته دل بغل گرفت و موهایش را بویید)
_عوضی حرمزاده به من دروغ میگی.....
+ار... ارباب من معذرت میخوام ببخشید من....
_تو ساکت اون باید معذرت خواهی کنه(عصبی)
+م.. من بهش گفتم
_ من اونو..... چی؟!!!!.؟؟
+معذرت میخوام ببخشید فقط فقط لطفا نزنید التماستون میکنم(بغض)
_ برام توضیح کامل میدیییی(داددد)


ادامه دارد...








ببخشید چند روزه حالم بگایی بود
ببخشید....
جبران میکنم امروز 4 الی 7 پارت میزارم
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی درخواستی

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

سناریو قفل آبی

#تکپارتی_کوک*به مناسبت تولدشششش😆*ساعت ها همینجوری میگذشت..ات...

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

خب خب بریم سناریو از کوکو جان زمان بونتن عکس دومی ات عکس سوم...

الماس زیبای من part¹⁰- رفتم سمت تهیونگ وگفتم که این  سه تارو...

مربی موتور سوار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط