صبحدم مرغ چمن باگل نوخواسته گفت ، ناز کم کن که دراین باغ

صبحدم مرغ چمن باگل نوخواسته گفت ، ناز کم کن که دراین باغ بسی چون تو شکفت ، گل بخندید که از راست نرنجیم ولی :
« هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت » . #حافظ
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه ها

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

رمان سوم پارت یازدهم ادامش بسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍...

جنگل نفرین شده پارت ۱۰

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p3 اخر(چند شب بعد)کم ک...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

متیو و دختری از جنس دریا p4

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

𝖕𝖆𝖗𝖙2قصر مروارید از نزدیک، حتی باشکوه‌تر از آن بود که مارال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط