{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my mafia

my mafia
p.¹⁵
ویو کوک
( بعد اینکه رسیدیم به عمارت رفتم تو اتاقم و یه دوش ¹⁵ مینی گرفتم و اومدم بیرون موهام رو با حوله خشک کردم و لباس پوشیدم رو تخت دراز کشیدم داشتم اتفاقات امروز رو مرور میکردم که یاد امشب افتادم لبخندی زدم فکر کنم دارم عاشق اون میشم اما .... با صدایی پیامک گوشیم رشته افکارم پاره شد گوشی رو برداشتم دیدم جیمین پیام داده )

• پیام •

× اقا داماد چطوری ؟😂

+ جیمین تو رو خدا ببنددد

× نچ تازه یه چیزی پیدا کردم که باهاش برم رو مخت 😂

+ جیمین بخدا می/کشمت

× فعلا که پیش نامزادتی نمیتونی عزیزم😘😂

+‌ زهر مار 😑 اگه میخوای ک/ص/ش/ع/ر بگی من میرم بخوابم

× تو به این زودی نمیخوابی 😂 شت نکنههه

+‌ برو گ/مشو مردیکه منحرف 🙄

× خب شما همو بو/سیدین بعید نیست

+ اون فقط نقش بازی میکردیم وگرنه منو اون هیچ حسی بهم نداریم

× باش تو راس میگی

+ قبلا گفتم الانم میگم من دیگه عاشق هیچ کس نمیشم عشق فقط وقت تلف کردنه و حتی به خودتم آسیب میزنه

× اوهوم ولی ات مثل اون دختره جن/ده نیست

+ ول کن توعم دخترا همشون مثل همن

.....ادامه دارد........
دیدگاه ها (۷)

لبخند قاتلپارت³⁴ویو سلینگوشیم هنوز توی دستم بود.چند بار پیام...

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

P4 .PRISAN MAFIA.

پسر بد (59)

پشت لبخند جیمین پارت دهم | پایانبالاخره اون روز رسید.بعد از ...

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

رمان تو خود منی

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹²ویو میکا_____هوا تاری...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁹ویو: جونگ‌کوکچند دقیقه گذشت.هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط