ماجرا

یـــک مامـــوریت تـــازه روی میـــزته؛👀

مامـــوریتی که قراره آروم‌آروم مسیـــرت رو عوض کنـــه😌

یواشـــ🤫ـــکی بهـــت بگـــم قـــراره خـــالق خـــیلی از تغییـــرات باشـــی..

تا حـــالا فکـــر کـــردی تـــوی اتفـــاق‌هایی که اطـــرافت مـــی‌افتن، چه نقــــــشی مـــی‌تونی داشتـــه باشـــی؟ 🤔

همیشه لازم نیست منتظــــــر بمونی تا دیگـــران مســـیر رو مشخـــص کنن.
گاهی کافـــیه فـــرصت رو بشنـــاسی و قـــدم اول رو بـــرداری. 👣

حـــالا یک جـــای متفـــاوت ایستـــادی
خیلـــی نزدیـــک شـــدی؛
فقـــط یک قـــدم تا کشـــف ادامـــه‌ی ماجـــرا مـــونده..🤗
🆔 @iaukhshb
دیدگاه ها (۰)

🎀🌷 یکی از جنبه‌های کمتر گفته‌شده‌ی وونیونگیسم: هنرِ نه گفتن!...

پارت ۵۴

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

رمان اسیر خان پارت دوازدهم ۱۲

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

شاهکاری به نام دروغ

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۳ پارت بعد از رفتن کا...

### پارت ۱: سایه‌هایِ عمارتِ سرخعمارتِ «کانگ» همیشه بویِ نمِ...

سناریو تایجو

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط