{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مــرد و غیــرتش…

مــرد و غیــرتش…


اونایتی کـه با یه نـه گفتـن میفهـمی نبــاید اصـرار کنـی…


وقتـی بهـت اخم میکنه بایـد شالـتو بکشـی جلـو…


اونایـی که وقـتی میخـوای از پیششـون بری

دسـت میکشـن رو لب…


میگـن :کمرنـگ کن رژتـو…


وقتی تو یه جمـع اید از بغلـتون تکون نمیـخوره…


وایمیسـ ته سر کوچـه تاتـو بری خونـه…


اگـه بخـوای اشتـباه کنـی پیـش خـودت بگـی اگـه بفهـمه میکـشتم…


قـبل مهمـونی بایـد لباستو بهـش نـشـون بـدی تـا ok بـده…


اونایـی کـه خنـده هـاش مـاله تو.اخمـاش مال بقیـه سـ…


ایـن یعــــــــنی غیــــــرت مرد….

نه تعــــصب، نـه شــــــــکاکی… نـه…
دیدگاه ها (۵)

دلتنگم نه برای روزهایی که رفت ... نه برای آرزوهایی که ورق ...

کآش فقط بودی ، وقتی بغـــض میکردم بغلـم میکردی و میگفتی ، بب...

سلام دوستان من همون ((نلیا)) قبل هستم فقط نمی دونم چرا حذف ش...

ﺩﻝ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕـــﺮ … ﻫﻮﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﻝ ﺍﺳﺖ ﺩﯾ...

life like hellp:9چشماشو بست و چند ثانیه هیچ حرفی نزد.فکر کرد...

جادویی به نام عشق

ابلیس

داستان عاشقانه جدید

شب تولدم فصل 3پارت 7ویو سر میز&،~،#: #: هی تو مشکلت با ات ...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

آتسوشی وقتی چشمش به من خورد سریع سمتم اومد و گفت:دازای سان ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط