ای مشک تو لا اقل وفاداری کن

ای مشک تو لا اقل وفاداری کن
من دست ندارم تو مرا یاری کن
من وعده آب تو به اصغر دادم
یک جرعه برای او نگهداری کن
ای مشک نگاه کن به بالای سرم
زهراست نشسته آبرو داری کن
دیدگاه ها (۲)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

امشب، پیش از آن‌که چشمانت را به خواب بسپاری، لحظه‌ای مکث کن ...

🔴شهیدی‌که‌برای‌آب‌نامه‌ می‌نوشت!!😔شهید غواص، یوسف قربانی در ...

روزی یک منتخب امروز کتاب یار مهربان ....

🔥 وینیسیوس، دیگه وعده کافی نیست!«گل‌ها میان، جبران می‌کنم؛ ج...

قسمت ۷

برده عمارت جئون

پارت جدید..میگذرد..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط