نوشیدن خون قرمز
🩸𝐃𝐫𝐢𝐧𝐤𝐢𝐧𝐠 𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐥𝐨𝐨𝐝🩸
(𝐏𝐚𝐫𝐭 19 )
ات: یعنی پدر بقیه اتون هم مثل تهیونگ شده بود؟!....
جیمین: اره.... ولی اینو میدونیم پدر تهیونگ اون شب تنها نبود.... بلکه پدر های ما هم بودن.... یه عوضی سر همشون این بلا رو اورد.....
ات: ..... پیداش نکردین؟!...
تهیونگ: نه..... چند ساله دنبالشیم.... ولی فعلا بیخیالش شدیم....
جونگ کوک: ات..... ببین یه چیزی میگم عصبی نشو....
ات: بگو....
جونگ کوک: اول قول بده....
ات: خب.... قول نمیتونم بدم.... ولی خب سعی میکنم عصبی نشم....
جونگ کوک: خب..... جنی بهم گفته که..... دوست داره خون اشام بشه.... بنا بر این فردا شب.... موقعی که جنی رو میخوام به فاک بدم.... همزمان گازش هم میگیرم.... اون خودش رضایت دادش.... و همین....
ات: .....یبار دیگه بگو درست نشنیدم.... ( از جاش بلند شد)....... جونگ کوک گهه اضافی نخور.... بخدا قسم گازش بگیری جنازه ات رو تحویلش میدم.....
جونگ کوک: خودش رضایت دادهههه....
ات: نههه.... من اجاره نمیدم.... نمیخوام خواهرم یه خون اشام باشه.....
شوگا: ات.....زندگیه خودشه....
ات: چه ربطی داره..... من خواهرشم..... من نمیخوام خواهرم خون اشام باشه.....
جیمین: ولی.... من با ات موافقم.... چون واقعا سخته خون اشام بودن.... تو افتاب اصلا نمیتونین برین.... اگه شب یا روز بخوای لبشو بمکی یا بخوری دندون های خون اشامی باعث زخم شدن و خونی شدن لب ها میشه.... برای اینکار یه اسپری مخصوص داریم که دندون هامون زیاد نیاد بیرون.... چون وقتی بوس میکنی انگار تحریک میشی..... اسپری مخصوصمون هم اگه بزنیم دیگه نباید فعلا لبشو بوس کنیم.... وگرنه لبشو پاره میکنه.... مگر اینکه خون اشام باشی.... هر دو اگه خون اشام باشن اصلا مشکلی نیستش..... از لب خون میاد ولی خون خوردنیه.... پس جای نگرانی نیست...... حالا این نظر من بودااا.....
ات: پس تهیونگ.... به خاطر همون اون شب.. ..
تهیونگ: اوهوم.... اره....
ات: اگه اینجوریه من ازدواج نمیکنم باهات....
تهیونگ: چیییی؟!!!..... چرااا!!!!..... مگه میخوام بهت اسیب برسونم؟!!؟
ات: تهیونگ...... انسان با خون اشام جور نیست..... و اینکه من دوست ندارم تو خون اشام باشی..... و ازت میترسم..... من از ته دلم عاشقتم..... ولی یکم درکم کن..... که امشب چه صحنه های وحشیانه ای از همتون دیدم..... الانم اینارو میگم قلبم به لرز میوفته.....
بقیش تو کامنتا....
(𝐏𝐚𝐫𝐭 19 )
ات: یعنی پدر بقیه اتون هم مثل تهیونگ شده بود؟!....
جیمین: اره.... ولی اینو میدونیم پدر تهیونگ اون شب تنها نبود.... بلکه پدر های ما هم بودن.... یه عوضی سر همشون این بلا رو اورد.....
ات: ..... پیداش نکردین؟!...
تهیونگ: نه..... چند ساله دنبالشیم.... ولی فعلا بیخیالش شدیم....
جونگ کوک: ات..... ببین یه چیزی میگم عصبی نشو....
ات: بگو....
جونگ کوک: اول قول بده....
ات: خب.... قول نمیتونم بدم.... ولی خب سعی میکنم عصبی نشم....
جونگ کوک: خب..... جنی بهم گفته که..... دوست داره خون اشام بشه.... بنا بر این فردا شب.... موقعی که جنی رو میخوام به فاک بدم.... همزمان گازش هم میگیرم.... اون خودش رضایت دادش.... و همین....
ات: .....یبار دیگه بگو درست نشنیدم.... ( از جاش بلند شد)....... جونگ کوک گهه اضافی نخور.... بخدا قسم گازش بگیری جنازه ات رو تحویلش میدم.....
جونگ کوک: خودش رضایت دادهههه....
ات: نههه.... من اجاره نمیدم.... نمیخوام خواهرم یه خون اشام باشه.....
شوگا: ات.....زندگیه خودشه....
ات: چه ربطی داره..... من خواهرشم..... من نمیخوام خواهرم خون اشام باشه.....
جیمین: ولی.... من با ات موافقم.... چون واقعا سخته خون اشام بودن.... تو افتاب اصلا نمیتونین برین.... اگه شب یا روز بخوای لبشو بمکی یا بخوری دندون های خون اشامی باعث زخم شدن و خونی شدن لب ها میشه.... برای اینکار یه اسپری مخصوص داریم که دندون هامون زیاد نیاد بیرون.... چون وقتی بوس میکنی انگار تحریک میشی..... اسپری مخصوصمون هم اگه بزنیم دیگه نباید فعلا لبشو بوس کنیم.... وگرنه لبشو پاره میکنه.... مگر اینکه خون اشام باشی.... هر دو اگه خون اشام باشن اصلا مشکلی نیستش..... از لب خون میاد ولی خون خوردنیه.... پس جای نگرانی نیست...... حالا این نظر من بودااا.....
ات: پس تهیونگ.... به خاطر همون اون شب.. ..
تهیونگ: اوهوم.... اره....
ات: اگه اینجوریه من ازدواج نمیکنم باهات....
تهیونگ: چیییی؟!!!..... چرااا!!!!..... مگه میخوام بهت اسیب برسونم؟!!؟
ات: تهیونگ...... انسان با خون اشام جور نیست..... و اینکه من دوست ندارم تو خون اشام باشی..... و ازت میترسم..... من از ته دلم عاشقتم..... ولی یکم درکم کن..... که امشب چه صحنه های وحشیانه ای از همتون دیدم..... الانم اینارو میگم قلبم به لرز میوفته.....
بقیش تو کامنتا....
- ۱۸.۸k
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط