صبح که بیدار شدم گردنم درد میکرد دلم هم همین طور
صبح که بیدار شدم گردنم درد میکرد دلم هم همین طور
چند لحظه گذشت تا یادم افتاد دیشب چه اتفاقی افتاد....
برگشتم جیمین رو دیدم خندیدم
عجب پسر شیطونی بود این بشر
بوسه ای روی گونه اش زدم و بیدار شد
سریع منو گرفت بغلش و متاسفانه هنوز هر دومون لخت بودیم
بهش گفتم:میدونی از کار دیشبت یه ذره ناراحت شدم اما یه ذره که فکر کردم دیدم خیلی حال داد...
گفت:میدونستن خوشت میاد
گفتم:امشب هم انجامش بدیم
گفت:من تا وقتی که پسر دار بشم ادامه اش میدم
خندیدم
گفتم:احتمالا من امروز فردا پری**ود شم
گفت :پس حسابی حواسم بهت هست و بوسه ای روی لبم گذاشت
حاضر شدیم از اتاق رفتیم بیرون داشتیم صبحونه درست میوردیم که آیو اومد و گفت:...
بچه ها نمیدونم این سدی هم کوتاه شد یا نه
راستی ببخشید چند روز پارت نذاشتم یه مسابقه داشتم
اما میارزید اول شدم🤩🤩😍😍😍🥇🥇
چند لحظه گذشت تا یادم افتاد دیشب چه اتفاقی افتاد....
برگشتم جیمین رو دیدم خندیدم
عجب پسر شیطونی بود این بشر
بوسه ای روی گونه اش زدم و بیدار شد
سریع منو گرفت بغلش و متاسفانه هنوز هر دومون لخت بودیم
بهش گفتم:میدونی از کار دیشبت یه ذره ناراحت شدم اما یه ذره که فکر کردم دیدم خیلی حال داد...
گفت:میدونستن خوشت میاد
گفتم:امشب هم انجامش بدیم
گفت:من تا وقتی که پسر دار بشم ادامه اش میدم
خندیدم
گفتم:احتمالا من امروز فردا پری**ود شم
گفت :پس حسابی حواسم بهت هست و بوسه ای روی لبم گذاشت
حاضر شدیم از اتاق رفتیم بیرون داشتیم صبحونه درست میوردیم که آیو اومد و گفت:...
بچه ها نمیدونم این سدی هم کوتاه شد یا نه
راستی ببخشید چند روز پارت نذاشتم یه مسابقه داشتم
اما میارزید اول شدم🤩🤩😍😍😍🥇🥇
- ۴۶۹
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط