پاییز چمدانش را بسته انتهای جاده آذر به انتظار نشسته است

پاییز چمدانش را بسته انتهای جاده آذر به انتظار نشسته است
نگاهش ابری️، ردّ پاهایش خیس
و کوله بارش لبریز از اینهمه برگی
که از درختان تکانده است...
دیدگاه ها (۱)

💛🍁 ابتدای جاده مهر🍁🍂 پاییــز💛🍁به انتظار نشسته است🍁🍂نگاهش ابـ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

🍷 Red Wineپارت ۲۶ — علامتماشین با سرعت از جاده‌ی خیس دور می‌...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

رمان جونگکوکp¹ساعت هشت صبح بود.ات مثل همیشه با عجله وارد ساخ...

Eleven

پارت ۱۷ — شبی که راه بسته شدچند روز از بسته شدن مسیرهای جنوب...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارن ²ساعت ده شب؛ تیمارستان روانی سنت‌ماری.راهروها در سکوت ف...

پارت چهاردهم سبز یشمی زیر بارانباران هنوز بند نیامده بود.تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط