مدرسه جادویی ~پارت ۱~
میخوام بهتون این پارت رو هدیه بدم . چون شما رو خیلی دوست دارم🥹🤏💗
ا.ت:
سلام من ا.تم و خب من توی یک مدرسه عای درس نمی خونم( البته قبلاً میخوندم چون فکر می کردم یه دختر معمولیم ولی اتفاقی ،که شاید کار سرنوشت باشه. با مدرسه جادویی یا بهتره بگم آکادمی خانم باربارا روبهرو شدم . و اونجا خانم باربارا بهم گفت تو استعداد داری و اینجوری شد که من شدم دانش آموز اون آکادمی.
و خبر ....اممم... میدو.....ننن . میدونین من جادوگر شدم. ...... ولی...و..ولی بدترین جادوگر اونجا 🥺
هرچی هم تلاش کنم باز کند میزنم .😭
اصلا ریدم تو این زندگی 💔
و بخاطر عینکی بودنم و توپور بودنم مسخرم میکنن🥀.
ویو قلعه،ا.ت:
صبح از خواب بیدار شدم و به سمت طبقه پایین رفتم و به میز غذا خوری برای خوردن صبحانه رفتم و رو به صندلی نشستم البته میدونین بعضی از غذاهای اینجا بوی گوه و مزه عن میده (ببینید چی گفتم😂) ، همون موقع الیزابت اومد سر میزم وگفت ( اینجا الیزابت دختر بدس)
الیزابت هیچی دختره خوک از صندلی من بلند شو گورتو یه جا دیگه گم کن😣عیششش( موهاشو اینور اونور میکنه)
ا.ت:خب اینجا رو که تو نخریدی من از جام تکون نمی خورم و تو میتونی یه جا دیگه بشینی!!
الیزابت :
چیییییییی(جیغ) برو گمشووووو دختره چهار چشم. بچه هاااااااا.
دوستاش اومدن منو از صندلی بلند کردن و جکلی منو لگد زدن منم همه وردا رو یادم رفته بود فقط التماس میکردم که ولم کنن که خانم ناظم یا همون خانم هاردبروم ظاهر شد و گفت:
خانم هاردبروم :اینجا چه خبره دخترااا.
ا.ت ، الیزابت شما دوتا دفتر خانم باربارا ( مدیر) و شما( اشاره به دوستای الیزابت) تنبیهتون تمیز کردن دستشویی سال اولی هاس . و مارو لایک بشکن به جلوی در خانم باربارا برد . مارفتیم تو من من همه چیز رو برای خانم تعریف کردم.
ا.ت: ..............
خانم باربارا:برای هردوتون تنبیه مینویسم.
تنبیه شما: ...................
الیزابت و ا.ت :چشم خانم باربارا
رفتیم بیرون و الیزابت بهم گفت:
الیزابت:ببین دختره افریطه ( درست نوشتم؟) هنوز کارم باهات تموم نشده ، عیششش . و رفت من رفتم با آرامی تو اتاقم و پیشی سیاه که اگر سیاه نباشه همراه نیست رو گرفتم بغلم( قضیه از این قراره که هر جادوگری باید یک همراه با خودش داشته باشه . حالا هر آکادمی یک حیوون که اینجا گربه بود) و بعد رفتم دراز کشیدم و گریه کردم و میگفتم کاش تو یک آکادمی دیگه بودم جایی که برام قلدری نکنن و بهم نکن زشت . چرا میگن . خدا هیچ کسو زشت نیاورده این صفتیه که بقیه میگن و از خودشون نظر میدن. کن یک هو
چراغ اتاقم قطع وصل شد ، هوا سرد شد و اتاقم پر از اکلیل صورتی شد
کسی وارد اتاقم شد ، او.ن ا..ون . اون کسی نبود جز.........
.
.
.
.
.
.
شرطا ~۴ لایک ~ ~۵کامنت~
این دارو یک ذره زیاد نوشتم چون نمیدونم فردا پس فردا هستم یا نه البته بودنم ۶۷ درصده .
دوستتون دارم کیوتا 🎀 شدید به مدت مدید 😂💗🎀
صله علی سترکه چشم هیتر بترکه 😂🎀🔪 ☠️
------------------------------------------------------------
#بی تی اس #ا.ت #رمان #وانشات #سناریو #چندپارتی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #جونگ کوک #تهیونک #نامجین #یونمین #تهکوک #هات #کیوت #کره #کیپاپ #کیدراما #بلک پینک #لیسا #جنی #جیسو #رزی #اکسو #استری کیدز #بیبی مانستر #عشق
و..................................................
ا.ت:
سلام من ا.تم و خب من توی یک مدرسه عای درس نمی خونم( البته قبلاً میخوندم چون فکر می کردم یه دختر معمولیم ولی اتفاقی ،که شاید کار سرنوشت باشه. با مدرسه جادویی یا بهتره بگم آکادمی خانم باربارا روبهرو شدم . و اونجا خانم باربارا بهم گفت تو استعداد داری و اینجوری شد که من شدم دانش آموز اون آکادمی.
و خبر ....اممم... میدو.....ننن . میدونین من جادوگر شدم. ...... ولی...و..ولی بدترین جادوگر اونجا 🥺
هرچی هم تلاش کنم باز کند میزنم .😭
اصلا ریدم تو این زندگی 💔
و بخاطر عینکی بودنم و توپور بودنم مسخرم میکنن🥀.
ویو قلعه،ا.ت:
صبح از خواب بیدار شدم و به سمت طبقه پایین رفتم و به میز غذا خوری برای خوردن صبحانه رفتم و رو به صندلی نشستم البته میدونین بعضی از غذاهای اینجا بوی گوه و مزه عن میده (ببینید چی گفتم😂) ، همون موقع الیزابت اومد سر میزم وگفت ( اینجا الیزابت دختر بدس)
الیزابت هیچی دختره خوک از صندلی من بلند شو گورتو یه جا دیگه گم کن😣عیششش( موهاشو اینور اونور میکنه)
ا.ت:خب اینجا رو که تو نخریدی من از جام تکون نمی خورم و تو میتونی یه جا دیگه بشینی!!
الیزابت :
چیییییییی(جیغ) برو گمشووووو دختره چهار چشم. بچه هاااااااا.
دوستاش اومدن منو از صندلی بلند کردن و جکلی منو لگد زدن منم همه وردا رو یادم رفته بود فقط التماس میکردم که ولم کنن که خانم ناظم یا همون خانم هاردبروم ظاهر شد و گفت:
خانم هاردبروم :اینجا چه خبره دخترااا.
ا.ت ، الیزابت شما دوتا دفتر خانم باربارا ( مدیر) و شما( اشاره به دوستای الیزابت) تنبیهتون تمیز کردن دستشویی سال اولی هاس . و مارو لایک بشکن به جلوی در خانم باربارا برد . مارفتیم تو من من همه چیز رو برای خانم تعریف کردم.
ا.ت: ..............
خانم باربارا:برای هردوتون تنبیه مینویسم.
تنبیه شما: ...................
الیزابت و ا.ت :چشم خانم باربارا
رفتیم بیرون و الیزابت بهم گفت:
الیزابت:ببین دختره افریطه ( درست نوشتم؟) هنوز کارم باهات تموم نشده ، عیششش . و رفت من رفتم با آرامی تو اتاقم و پیشی سیاه که اگر سیاه نباشه همراه نیست رو گرفتم بغلم( قضیه از این قراره که هر جادوگری باید یک همراه با خودش داشته باشه . حالا هر آکادمی یک حیوون که اینجا گربه بود) و بعد رفتم دراز کشیدم و گریه کردم و میگفتم کاش تو یک آکادمی دیگه بودم جایی که برام قلدری نکنن و بهم نکن زشت . چرا میگن . خدا هیچ کسو زشت نیاورده این صفتیه که بقیه میگن و از خودشون نظر میدن. کن یک هو
چراغ اتاقم قطع وصل شد ، هوا سرد شد و اتاقم پر از اکلیل صورتی شد
کسی وارد اتاقم شد ، او.ن ا..ون . اون کسی نبود جز.........
.
.
.
.
.
.
شرطا ~۴ لایک ~ ~۵کامنت~
این دارو یک ذره زیاد نوشتم چون نمیدونم فردا پس فردا هستم یا نه البته بودنم ۶۷ درصده .
دوستتون دارم کیوتا 🎀 شدید به مدت مدید 😂💗🎀
صله علی سترکه چشم هیتر بترکه 😂🎀🔪 ☠️
------------------------------------------------------------
#بی تی اس #ا.ت #رمان #وانشات #سناریو #چندپارتی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #جونگ کوک #تهیونک #نامجین #یونمین #تهکوک #هات #کیوت #کره #کیپاپ #کیدراما #بلک پینک #لیسا #جنی #جیسو #رزی #اکسو #استری کیدز #بیبی مانستر #عشق
و..................................................
- ۲۰.۵k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط