#رویایه_شیرین

#رویایه_شیرین

_دوست دارم،ات من دوست دارم،عاشقتم
+م‌....‌منم دوست دارم‌
م_ات:ات بیدار شوووو(داد
+عایش....‌مامان آخه الان؟
م_ات:بلند شو باید بری دانشگاه.
+وای نه دیرم شددددد. به اب چی بگم حالا.(اب=دوستتون
دو دقیقه دیگه تو لیموزین در راح دانشگاه.
ما وظع مالی خوبی داریم خوب که نه عالی کل اتاق من پر وسایل بی تی اس‌عه تمام عروسک هایه بی‌تی۲۱ رو دارم، لباسام همه یا گوچی یا کالوین کلین کل اتاقم عکس جونگکوکه
قراره که ماه دیگه پرواز داشته باشم به کره جنوبی چون قراره برم دوستم رو حمایت کنم تا ادیشن قبول شه.
)بچه ها الان اعضا سربازین بخاطر همین ویو نمیکنیم به کوک(
رسیدم دانشگاه رفتم بالا و نشستم رو نیمکت که خوشگل مدرسه اومد کنارم نشست البته از نظر من شلغمه.(₩)
من تو دانشگاه پولدار ترین فردم و همه بهم احترام میزارن حتی ناظم.
₩هی ات شنیدم میخوای بری شهر اون بی تی اس ها که ببینیشون(تیکه
واقعا اعصاب این یکی رو نداشتم درسته اون پسره فکر میکنه من زورم کمه اما من به عشق جونگکوک رفتم کلاس بوکس.
₩هوی لال مونی گرفتی بی تی اس فن(قسط توهین ندارم)
واقعا دیگه نمیشد بلند شدم یه مشت نسار صورت کریهش کردم.
+اه اه دستم کثیف شد.
₩چه قلطی کردی؟
ناظم:هی تو پسره بیریخت که بغل ات وایسادی بیا دفتر اخراجی.
₩هوی زنیکه چی میگی برا خودت اخراج چیه؟
ناظم:آقایه کیم بابایه گرامی خوانوم ات دستور دادن.
+حالا برو گمشو.
₩دختره ج...........
دیدگاه ها (۰)

#میکاپ_آرتیست_من

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

رمان آیدل پارت ۳ ادامه +: ام خب بابا من درسام رو خوندم...

جادویی به نام عشق

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

وقتی طرفدارش بودی💚پارت ۱ویو سیون:باورم نمیشد امروز دارم میرم...

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط