استاد مهدی سهیلی
استاد مهدی سهیلی
به جز غم تو كه با جان من همآغوشست
مرا صدای تو هر صبح و شام در گوشست
چراغ خانهیِ چشم منی نمی دانی
كه بی تو چشم من و صحن خانه خاموشست
قسم به زلف سیاهت چنان پریشانم
كه هر چه غیر تو از خاطرم فراموشست
ز چشمم ای گل مهتاب خفته در پس ابر
چو ماه رفتی و شبهای من سیه پوشست
هزار شُكر كه گر غایبی ز دیدهی ما
غم فراق تو با اشك من همآغوشست
پرنده یی كه غزلخوان باغ بود پرید
كنون ز داغ غمش باغ سینه گلجوشست
به جز غم تو كه با جان من همآغوشست
مرا صدای تو هر صبح و شام در گوشست
چراغ خانهیِ چشم منی نمی دانی
كه بی تو چشم من و صحن خانه خاموشست
قسم به زلف سیاهت چنان پریشانم
كه هر چه غیر تو از خاطرم فراموشست
ز چشمم ای گل مهتاب خفته در پس ابر
چو ماه رفتی و شبهای من سیه پوشست
هزار شُكر كه گر غایبی ز دیدهی ما
غم فراق تو با اشك من همآغوشست
پرنده یی كه غزلخوان باغ بود پرید
كنون ز داغ غمش باغ سینه گلجوشست
- ۲.۰k
- ۱۷ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط