پدیده ی هاگواتز 6

پرفسور دامبلدور گفت :خب بچها خیلی خوش اومدید . و دیگه کلی سخرانی کرد منم تکیه داده بودم به چارچوب در و گوش می دادم که به جای مهمش رسید که درباره ی من بود .
گفت :امسال هاگوارتز یه جادوگر زیبا و هنرمند البته تازه کار به خودش دیده زمرد مک کوناگل !!!!!

همه دست زدن و لابه لای تشویق لقب خشگل و زیبا رو به من می دادن
من هم رفتم پیش دامبلدور و عمه ام را دیدم و پریدم بغلش نسبت به اخرین باری که دیدمش خیلی پیر شده بود .

دامبلدور گفت: امسال یه پدیده ای که تا به حال هاگواتز به خود ندیده را می خواهیم انجام دهیم سال دوم و برای یه نفر اونم استسنائی گروه بندی کنیم همه دوباره دست زدن و عمه ام مرا به صندلی راهنمایی کرد و کلاه را بر سرم گذاشت و گفت : امممم خیلی عجیبه مهربون اما حیله گر ، زیبا اما زشت ، مثبت اما منفی ، خوب ولی بد ویه دفعه اسم تمام گروه هارو پشت سر هم گفت : گریفندور ، اسلتریس، هافلپاف ، روینکلا .

دامبلدور که با تعجب به من نگاه میکرد و تمام بچها با شگفتی نگاه من میکردند عمه ام دست مرا گرفت و من را به اتاق معجون ها برد که یه اقای که خیلی بی حس و سرد بود با موهای مشکی تمام چیزهایش مشکی بود در ان اتاق حضور داشت .

پرفسور مک گوناگل گفت :پرفسور اسنیپ همون چیزی که پیش بینی کردیم اتفاق افتاد فکر کنم وقتشه که .........
دیدگاه ها (۵)

چند پارتی

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

پارت ۵

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 26یک هفته دیگه گذشت و رینا هنوز به هوش نیومده...

پارت ۴عشق یا حسرتجونگ کوک:سوار شین توضیح میدم ویو کوک میدونس...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟗+ت تو چیکارکردی -قشنگم اینقدربدم میادشوهرتومیخوای گول ب...

dark life = 24

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۹ *مروارید*یه روح ، در حال رقصیدن ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

{محکوم به لمس } part ۷ 杂交种 رنتو مثل همیشه از برادرش دفاع کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط