دست مرا بگیر

دست مرا بگیر
کہ بـاغ نگاه تو
چندان شکوفہ ریخت
کہ هوش از سرم ربود

من جاودانیم
کہ پرستوے بوسہ ات
بر روے من
درے ز بہشت خدا گشود

اما چہ مےکنے
دل را کہ در بہشت خدا هم
غریب بود
💔
دیدگاه ها (۷)

‌ ‌ ﮲ 📜 ‌‌٬ ‌تو را که دیدم؛ عاشق روزهای افتابی شدم،و منی که ...

مهمونی خطرناک پارت=26ویو اتمتوجه تغییر حالت کوک شدم..یعنی تو...

عشق یعنی این

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۶ | حساسیت ته ✦╰─...

و هان ای تصدقت شوم قربان درد بازوهایت برومبیا فالت را بگیرم ...

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط