داستان راجب یه بازرس بهداشت عه

داستان راجب یه بازرس بهداشت عه

اون به یه رستوران داخل قسمت بیرون شهر میره تا غذا و طرز پخت اونا رو چک کنه
بعد از این که چندین مدل غذا رو تست کرد متوجه چیز جالبی شد..
اونا خیلی هماهنگ بودن.. همه چیز خیلی خیلی دقیق بود
همه ی کارمند ها به طرز ترسناکی حرکات یکسانی داشتن.. مثل یک رقص که سال ها تمرین کردن
مدیر اونجا رو صدا زد و ازش ماجرا رو پرسید
مدیر گفت: اینجا یه قانون داریم.. هیچ چیزی نباید عقب و جلو بشه.. نه مکانش.. نه زمانش
بازرس خندید و از عمد پنج دقیقه دیرتر رفت بیرون
و از فردا شروع شد
پنج دقیقه دیرتر بیدار شد
پنج دقیقه از اتوبوس جا موند
پنج دقیقه برای کارش دیر کرد
پنج دقیقه خواهرش رو منتظر گذاشت
پنج دقیقه بیشتر تو این دنیا موند :)
دیدگاه ها (۰)

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 7چند دقیقه بعدجین هنوز کنار در اتاق ا...

★دوست بچگی...p³(*چند روز بعد*)_"رااون مدیر میخواد ببینتت"در ...

یکم بفهمید اوسیم کیه و چیکارس و قدرتش چیه

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "48""ویو پارک آنجلینا"چند ...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 1صدای ترمز ماشین توی خیابون پیچید و چند ثانیه...

رومان عشق پنهانی (پارت1)

Why Did I Fall in Love with You? P²⁹ | Don't Make Me WorryVi...

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

سه پارتی✨ات بعد از یه روز خسته‌کننده بالاخره رفت حموم.همه‌چی...

رمان سوم پارت هشتم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> فردا صبح وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط