{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

Part 7

چند دقیقه بعد

جین هنوز کنار در اتاق ایستاده بود

اِما سرش رو پایین انداخته بود و انگشت هاش رو به آرومی به هم میفشرد

جونگکوک متوجه شد حال خواهرش دوباره تغییر کرده

جونگکوک:اِما اگه خسته ای میتونیم بعدا حرف بزنیم

اِما چیزی نگفت

جین چند لحظه بهش نگاه کرد

جین:لازم نیست الان چیزی بگی

اِما برای چند ثانیه به جین نگاه کرد

بعد دوباره نگاهش رو پایین انداخت

جین از اتاق بیرون رفت

وقتی به راهرو رسید گوشی اش زنگ خورد

جین:بله

همکار:رییس کیم درباره ماشین یه خبر داریم

جین:چی پیدا کردید

همکار:پلاک کاملش رو پیدا کردیم

جین چند لحظه سکوت کرد

جین:به اسم کیه

همکار:پارک مینجه

جین نگاهش رو به در اتاق اِما دوخت

جین:مطمئنید

همکار:بله رییس

جین نفس عمیقی کشید

جین:آدرس محل کارش رو هم پیدا کنید

همکار:چشم

تماس قطع شد

جین چند لحظه به گوشی نگاه کرد

حالا دیگه فقط یه شک نبود

ماشین مینجه شب حادثه نزدیک محل پیدا شدن اِما دیده شده بود

اما هنوز یه سوال مهم وجود داشت

اون شب دقیقا چه اتفاقی افتاده بود

داخل اتاق

جونگکوک کنار تخت نشست

جونگکوک:اِما

دختر آروم سرش رو بلند کرد

جونگکوک:اون مرد همونیه که قبلا درباره اش بهم گفته بودی

اِما برای چند لحظه بی حرکت موند

بعد خیلی آروم سرش رو تکون داد

جونگکوک با تعجب نگاهش کرد

جونگکوک:مینجه

اِما دوباره سرش رو پایین انداخت

جونگکوک چیزی نگفت

فقط دست خواهرش رو گرفت

همون لحظه در اتاق دوباره باز شد

جین وارد شد

این بار نگاهش جدی تر از قبل بود

جین:آقای جئون باید درباره یه موضوع مهم با شما صحبت کنم


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔ویو اِریااِریا پشت میز نشسته بود و به پ...

🖤 پارت بیست‌وسوم | برادرلانا به جونگکوک خیره شد.— یعنی چی؟ پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط