«You are also at home» «part 3»
از خونه زدم بیرون .
رفتم سمت فرودگاه و سوار هواپیما شدم که هواپیما حرکت کرد .
بعد شش ساعت رسیدم(با اینکه نمی دونم از اینجا تا اونجا چقدر راهه😳😑🤣)
دیدم تو کره ساعت ۲۰:۳۶دقیقه هست رفتم سمت رستوران تا غذا بخورم .
ا.ت :سلام میشه دوکبوکی برام بیارین
گارسون:سلام بله حتما
ا.ت:ممنون
گارسون:خواهش می کنم
ا.ت ویو
نشسته بودم داشتم دوکبوکی می خوردم که دیدم ۷ نفر وارد رستوران شدن .اهمیتی ندادم و ادامه غذام رو خوردم.دیدم دارن میرن سمت یه میز نشستن ولی یه جوری منو نگاه می کردن .اولش فکر کردم بی تی اس هستن ولی گفتم شاید اونا نیستن .
اااااا یادم رفت بهتون بگم من ارمی هستم و الان لباس بی تی اس تنم هست . غذام تموم شد رفتم حساب کنم که دیدم اونا هم اومدن سمت من.................
رفتم سمت فرودگاه و سوار هواپیما شدم که هواپیما حرکت کرد .
بعد شش ساعت رسیدم(با اینکه نمی دونم از اینجا تا اونجا چقدر راهه😳😑🤣)
دیدم تو کره ساعت ۲۰:۳۶دقیقه هست رفتم سمت رستوران تا غذا بخورم .
ا.ت :سلام میشه دوکبوکی برام بیارین
گارسون:سلام بله حتما
ا.ت:ممنون
گارسون:خواهش می کنم
ا.ت ویو
نشسته بودم داشتم دوکبوکی می خوردم که دیدم ۷ نفر وارد رستوران شدن .اهمیتی ندادم و ادامه غذام رو خوردم.دیدم دارن میرن سمت یه میز نشستن ولی یه جوری منو نگاه می کردن .اولش فکر کردم بی تی اس هستن ولی گفتم شاید اونا نیستن .
اااااا یادم رفت بهتون بگم من ارمی هستم و الان لباس بی تی اس تنم هست . غذام تموم شد رفتم حساب کنم که دیدم اونا هم اومدن سمت من.................
- ۷.۸k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط