{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیریست دلم گرفته باران

دیریست دلم گرفته باران


اشکم که ز غم سر شسته باران


چندیست " اسیر دست اویم "


بر لوح دلم نوشته باران !


باران ! دل من چو راز دارد ،


از او طلب نیاز دارد ،


آن ماه سفر کرده ی دیروز ،


مرغیست خموش و ناز دارد ،


باران به دلم غمی نشسته


من بال و پرم . ولی شکسته !


باران مه من چه حال دارد ؟؟؟


این دل ز تو هم سوال دارد !


باران برمن ببار باران


از او خبری بیار باران


آه ای دل ناصبور ، صبری


آرام بمان ، قرار قدری . . .
دیدگاه ها (۳)

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان ،‌نهان شده در جس...

چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم ...

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان ‌نهان شده در جسم...

.چه گویمت ؟! که تو خود با خبر ز حال منی !چو جان ، ‌نهان شده ...

چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم ...

چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم ...

دلا امشب به سر دارم هوای کوی جان رابسی شوق سفر دارم زدایم دا...

༺⊰⃟🪻࿐❀❤️༻می رسد عطر تو هر دم به هوای سحرمماه من! باز قدم نه،...

#بفرست_براش بگو جانم چرا با من ، نگاهت سرد و خاموش است؟تو در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط