{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
چه گویمت ؟! که تو خود با خبر ز حال منی !
چو جان ، ‌نهان شده در جسم پر ملال منی
چنین که می‌گذری تلخ بر من ، از سر قهر
گمان برم که غم‌انگیز ماه و سال منی
خموش و گوشه نشینم ، مگر نگاه توام
لطیف و دور گریزی ، مگر خیال منی
ز چند و چون شبِ دوریت چه می‌پرسم ؟
سیاه‌چشمی و خود ، پاسخ سؤال منی
چو آرزو به دلم خفته‌ای همیشه و حیف
که آرزوی فریبنده‌ی محال منی
هوای سرکشی‌ طبع من ، ‌مکن ! که دگر
اسیر عشقی و مرغِ شکسته‌بال منی
ازین غمی که چنین سینه‌سوز " سیمین " است
چه گویمت ؟! که تو خود باخبر ز حال منی

سیمین بهبهانی
دیدگاه ها (۲)

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان ‌نهان شده در جسم...

چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم ...

چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم ...

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان ،‌نهان شده در جس...

چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم ...

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جس...

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم...

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منـــےچو جان، ‌نهان شده در ...

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم...

بمناسبت سالگرد فوت بانوی شعرایران..چه گویمت؟ که تو خود با خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط