{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#بفرست_براش

#بفرست_براش

بگو جانم چرا با من ، نگاهت سرد و خاموش است؟
تو در قلبم نفس داری ، چرا یادم فراموش است؟

چرا دیگر نمی‌پرسی از احوال دل تنگم؟
که با هر قطره اشکم ، شبیه سوز آهنگم

مرا در خویش گم کردی ، ولی در تو پدیدارَم
میانِ سطر چشمانت ، چو باران شعر می بارم

شدم سر مست چشمانت ، به چشمانت گرفتارم
درون چشم تو پنهان ، نهان از چشم اغیارم

ز هجرانت چه دلخونم ، شبیه شمع سوزانم
شبیه بال پروانه ، شبیه اشک بارانم

شبی صد بار می‌میرم ، به یادت زنده می‌گردم
میان درد تنهایی ، چه شب‌هایی که سر کردم

نگاهم مانده بر راهت ، دلم با اشک تر گشته
ز آه سینه‌سوز من ، نفس با بغض برگشته

تو رفتی بی‌خبر رفتی ، دل من بی‌صدا لرزید
تو باران بودی و بعدت ، دلم چون شاخه‌ای خشکید

لبم خشکیده از حسرت ، نگاهم مات تصویر است
دلم با عشق سوزانت ، خیالم با تو درگیر است

ولی...
روزی اگر شاید ، دلت از دوریم لرزید
بدان من دوستت دارم ، بدون شک و بی‌تردید...❤️

سپاس و درود فالورا و همراهان همیشگی✌🏻🌹

#مریمـــــانه
#دختر_شیرازی
#عاشقانه
#دلتنگی
#یادآوری
#صبحگاهی
#انگیزشی
#دوستانه
#آرامش
#ویسگون
دیدگاه ها (۱۴)

مهمونی پارت ۵۰

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پارت ۵

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

«قرار نبود عاشقت بشم» | تک‌پارتی جونکوک 🖤از همون روز اول با ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²¹ویو: ویکتوربعد از قطع تماس، چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط