عشق و تنفر پارت ۳

ویو یونگی
وقتی دیدمش یه لحظه قلبم لرزید خیلی جذاب شده بود
سوشا : سلام
یونگی : سلام
گارسون : چی میل دارین
سوشا : (هرچی خودتون خواستین)
یونگی : منم همینطور
غذامونو خوردیم
یونگی : میگم میشه فردا رو بیای خونه ی من
سوشا : برای چی ؟
یونگی : همینطوری
سوشا : خب نه شما بیاین خونه ی من
یونگی : اوه بله
سوشا : خب ممنونم بابت غذا من میرم
یونگی : نه بذار برسونمت
سوشا : نه ممنون
یونگی : نه بیا بریم
سوشا : بله چشم
سوار ماشینش شدم و رفتم خونه
یونگی : خونه ی بزرگی داری
سوشا : ممنون فردا میبینمتون
یونگی : منم همینطور
ویو سوشا
رفتم خونه که دیدم خالم نشسته روی مبل
خ س : سلام سوشا جان غذا میخوای ؟
سوشا : سلام خاله جان بیرون غذا خوردم ولی هیچی دستپخت خاله ی خوبم نمیشه
خ س : قربونت برم برو لباساتو عوض کن
سوشا : چشم
رفتم لباس خوابم رو پوشیدم و اومدم پایین
خ س : با کی بیرون بودی
سوشا : یکی از دوستامه اسمش یونگیه
خ س : آها خب سوشا من فردا میام باهات شرکت
سوشا : برای چی
خ س : میخوام بیام ببینم چیکار میکنی
سوشا : چشم
ویو یونگی
رسوندمش خونه و رفتم خونه ی خودم نمیدونم چرا یه حسی بهش دارم یکم که بگذره بهش اعتراف میکنم
ویو سوشا
رفتم رو تختم دراز کشیدم یکم با یونگی حرف زدم یه حسی بهش دارم اون خیلی جذابه
صبح
ویو سوشا
با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم دست و صورتم رو شستم و رفتم لباسمو پوشیدم و خالم رفتیم شرکت که باز موچی رو دیدم
جیمین : سلام خاله جون چه عجب یادی از اینجا کردین
خ س : بله دیگه (خنده)
جیمین : سوشا میگفتی امروز خاله میاد اینجا یه جشن آماده میکردن
خ س : نه بابا این کارا چیه دیگه (خنده)
سوشا: جیمین برنامه امروزو بده خاله بیا بریم تو اتاق
رفتیم تو اتاق و نشستیم و من شروع کردم به کار خاله هم رفت تو شرکت یه چرخی بزنه که دیدم یهو جیغ کشید دوییدم که با چیزی که دیدم شوکه شدم یکی از کارمندا یه چاقو تو شکمش پخش زمین شده بود
ویو یونگی
بابام یکی رو فرستاد شرکت سوشا و یکی از کارمنداشو کشت ........
دیدگاه ها (۳)

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

من عاشق دشمنم شدم پارت دوم

پنهان عشق

.PRISON MAFIA.

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

COERCION

رمان:(تا وقتی که عاشقت بشم)

رمان عشق ممنوع

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط