my dad

نویسنده:@moonand
ادامه پارت ۱۶
زیاده روی میکردم و نباید نسبت به پدرم حسی داشته باشم مگه نه؟؟
ه: فلیکس؟؟حالت خوبه؟؟اتفاقی افتاده؟؟
ف:ن..نه..میشه بریم خونه
ه:مطمئنی؟؟
ف:میخوام برم خونه میفهمی؟؟«با کمی داد»
وایی نباید آنقدر سریع پیش میرفتم
ف: ب...بخشید
ه:بیا بریم خونه«با یکم شُک»
ویو نویسنده:
هیونجین از این رفتار جا خورده بود نمیدونست دلیل اینهمه کلافگی برای چی بود توی ماشین حرفی زده نشد هیونحین هم سعی داشت جو رو عوض کنه اما بیشتر باعث اذیت شدن پسرش میشد فلیکس اونقدر کلافه بود که گفت
ف:چرا یه طوری رفتار می‌کنی انگار هیچی نشده؟«یکم داد»
ه: فلیکس منظورت چیه؟..از صبح اینطوری رفتار می‌کنی
ف:چرا اونو بغل کردی«با داد»
هیونجین که هیچ فلیکس هم از تعجب شاخ دراورد
ه:منظورت چیه....کیو
ف:اون زنه رو.....تو نباید کسی رو بغل کنی«با بغض»
ه:ل..لیکس چرا کسی رو بغل نکنم.......اون بغض برای چیه؟؟
ف:چون من دوست دارم!!«بازم داد»
هیونجین اول تعجب کرد ولی بعد گفت
ه:خب منم دوست دارم به هر حال تو پسرمی
ف:نه!!!منظور من به عنوان پدر نیست من....من عاشقتم
هیونجین نمیدونست چی بگه...پسرش عاشقش شدهشده بود دلیلش چی بود اصلا؟؟ چرا؟؟ الان باید چیکار
ادامه تو کامنت ها
دیدگاه ها (۲۴)

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

پارت 22 رمان عشق مدرسه ای و هیونجین وقتی به خونه رسید ات رو ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۱صبح، فلیکس زودتر از همیشه وارد مدرسه...

#دوست_پسر_شطون_من Part:7با کای و روکا یه شام مفصل خوردیم و گ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_21فصل یازدهم | ...

رفتار سرد

پارت 2 ★رمان ازدواج اجباری با هوانگ ★ات: نه نه لطفا پدرمو نک...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و...p34ویو ا.تاز صبح کنار د...

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

سناریو بونتن پارت ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط