ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ.

ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ.
»« فصل اول»«
ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ.
...ص•۱•...
کلاه هودیم رو.. رو سرم گذاشتم...
خم شدم و بند کتونیم رو محکم کردم..
در خونه رو باز کردم که باد سرد با شدت وارد خونه شد...
نفس عمیقی کشیدم و هوای مرطوب سرد رو در ریه هام جا دادم و بی اختیار لبخندی روی لبم نشست...
پام رو که از حیاط خونه بیرون گذاشتم شروع کردم به دویدن و با لذتی بی پایان ادامه میدادم...
....
آسمان به رنگ مورد علاقم شکل گرفته بود... سر شب بود ولی انگار ماه رفته بود مرخصی، و ابر های سیاه به ستاره ها اجازه خود نمایی نمی دادن...
رعد و برق پی در پی انفجار های بزرگ در آسمان شکل می داد، و از صدای بلندش حتی زمین هم می لرزید...کل شهر تو تاریکی بی مانند و پر آشوب گرفتار شده بود.. که من از به وجود آمدنش در حال لذت بردن بودم...
باران با تمام قدرت می‌بارید من تمام بدنم خیس شده بود این حس سرما انگار آبی بود روی آتیش قدیمی وجودم...
به اسکله که رسیدم از حیرت خشک شدم دستم رو به نرده های سرد فلزی گرفتم و با تمام وجود به منظره رو به رو خیره شدم....
دریا به تیرگی شب بود..مواج...
موج های بلند پر قدرت در هم می شکستند... باد سردی از سمت دریا بوی طوفان رو با خودش به اسکله می اورد...
قایق های کوجک و بزرگی که در اسکله بسته بودند، اگر تاب نداشتند در اب غوطه ور، و اگر تاب می آوردن هم باهم برخورد می کردند...
....
ـــــــ. توی این هوا چرا بیرونی
ناچار از تصویر حیرت انگیز طبیعت دست برداشتم و به سمت صاحب صدا برگشتم...
پسری با مو های مشکی و خوش قواره در آن تاریکی تا همین حد قابل تشخیص بود... و تنها چیز قابل تشخیصش عطری مست کننده بود که در این هوای طوفانی هم به طور شگفت انگیزی قابل استنشاق بود...
مثل من از باران خیس شده بود...
از آنالیز کردن دست برداشتم و با سر خوشی جواب دادم...
*برای پیاده روی...
دیدگاه ها (۱)

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

فیک تهیونگ مافیایی

چند پارتی

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

چند پارتیـ درخواستیـــــــــــــــــ🧊💔ـــــــــــــــــوقتی ...

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

Six

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط