خدایا
خدایا
در امتحانی افتاده ام، کمر شکن!
میان آنچه من دوست دارم و تــو دوست نداری
من به چشم دل می بینم و تــو به چشم خدا بودنت
من هوس میکنم ، تــو خدایی میکنی
من بغض میکنم ، تــو ناامیدانه نگاهـم میکنی
من زبان گلایه ام را در دهان میچرخانم
تـو دلت میگیرد مبادا صدایی از حنجره ام بیرون آید
و یادم برود تویی که مصلحت میدانی
من هنوز یادم نرفته ....
یادم نرفته تــویی که خدای منی
یادم نرفته تــویی که خیلی خوبتر از من میدانی
تویــی که مصلحت دانی و من هیچ ندانم!
میبینی ...
التماس چشم هایم میکنم نبارند!
نبارند که تو گمان نکنی ایمانم را به احساسم فروخته ام!
خدایا کمکم کن
الهی و ربی من لی غیرک
در امتحانی افتاده ام، کمر شکن!
میان آنچه من دوست دارم و تــو دوست نداری
من به چشم دل می بینم و تــو به چشم خدا بودنت
من هوس میکنم ، تــو خدایی میکنی
من بغض میکنم ، تــو ناامیدانه نگاهـم میکنی
من زبان گلایه ام را در دهان میچرخانم
تـو دلت میگیرد مبادا صدایی از حنجره ام بیرون آید
و یادم برود تویی که مصلحت میدانی
من هنوز یادم نرفته ....
یادم نرفته تــویی که خدای منی
یادم نرفته تــویی که خیلی خوبتر از من میدانی
تویــی که مصلحت دانی و من هیچ ندانم!
میبینی ...
التماس چشم هایم میکنم نبارند!
نبارند که تو گمان نکنی ایمانم را به احساسم فروخته ام!
خدایا کمکم کن
الهی و ربی من لی غیرک
- ۷۰۹
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط