{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایمانم یک معتاد پاکه پاکم دو ساله

ایمانم یک معتاد پاکه پاکم دو ساله
همه چی رو بهت میگم اگه بغضم بزاره
مصرفم نه تریاکه نه شیشست نه الکله
فقط هیچوقت نمیزاشتم ابروهاشو خم کنه
اگه اینجامو منم بستریم بینه اینا
موقع انتخابم چون نداشتم چشم بینا
اومدم اینجا واسه ی سرعقل اومدنم
که وقتی به سرم زد خط نندازم رو بدنم
معتاد چشاش بودم معتاد لبخنداش
هر مدارایی بگی عاشقونه کردم باش
معتاد شبایی که من رو میخوابوندش
معتاد لهن و صدای لطیف و آرومش
اعتیاد داشتم به اس ام اسایی که میداد
با نوع نوشتنش بهم میفهموند چی میخواد
معتاد موهاش بودم که میکردم بازی باش
بی وفا اصلا یه نوع آرامش خاصی داشت
لعنتی با رفتنش اینطور منو دودی کرد
کاش از اول تصمیم وا موندشو رو میکرد
مردونه به قولی که بهش دادم تا تهش موندم
خودش میدونست اینو که کشته مردش بودم
نگران این بودم همش یه وقت نره بازم
عاشق کسی بودم که خورد نکرد تره واسم
با ندونم کاریام تلف شدم بیهوده
خلاصه عمو منم سرنوشتم این بوده
تو اسیر هوس شدی من اسیر ناز نگات
ببخش که گریه میکنم اخه دلم تنگه برات
از غم تو پیش خدا گلایه میکنه دلم
تنهام نذار ای بی وفا بیچاره میمیره دلم
گفته بودم دوست دارم کله شقم
هزار شقمم کنی به فکرته هر یه شقم
گفته بودم بری سر به هوا میشم
احتمالش زیاده که بعد تو روانی شم
خودت دیدی با همه به خاطرت میجنگم
چرا عاشقم کردی میدونستی بیجنبم
یه ساله گوشه گیرم به این اتاق چسبیدم
واسه دوست داشتنته دارم جواب پس میدم
بچه هایی که اینجا تو خودشونن یه گوشه
تا بخوای یه چیزی بگی میخوابونن زیر گوشت
میدونستی که نمیتونم ازت دست بکشم
چرا پس گذاشتی بهت این همه وابسته بشم
بستنم به تخت به زور بندازنت از مغزم
دلهره نگرانی استرس بود هر لحظم
هرکی که شنید واسه ترک کردنت من اینجام
خندید و گفت مثل تو رو ندیدم من هیچ جا
خلاصه بی وفا
تو که میدونستی من به عشقت معتاد بودم
د آخه بی معرفت
معتادو که یک شبه ترکش نمیدن
راستی تو این مدتی که نبودم
اسمم که یادت نرفته
ایمانتم
دیدگاه ها (۶)

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

رمان تو خود منی

#کپشن

دوستان بندح یک شوهر داشتم خیلی با هم رفیق بودیم از تو اتک بودش و کپشنو بخون

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط