می‌‏‌آیی و تمام زمین است مال تو

می‌‏‌آیی و تمام زمین است مال تو
خورشید، ذره‌‏‌‌ای است ز شرح جمال تو

وقتی که می‌‏‌‌رسی ز افق‌‏‌‌های دور دست
گم می‌‌‏‌شود تمام زمین زیرِ بال تو

تو از تمام آینه‌‌‌‏ها مهربان‌‏‌‌تری
باران چگونه وصف کند شرح حال تو؟

یوسف‌‏‌‌ترین غریب قبیله تویی عزیز
پر می‌‏‌‌کند تمام دلم را خیال تو

ماییم و سینه‌‌‏‌های پریشان، همین و بس
ماییم و مهربانی زهرا خصال تو
=======
دیدگاه ها (۵)

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

داستان کودکانه «دوستِ پنهان در میان گل‌ها و ستاره‌ها» به نوی...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا ...

داستان کودکانه «ماجراجویی در جنگلِ کلمات» به نویسندگی رزیتا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط