{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبها که میگیرد دلم یاد تو را تن میکنم

شبها که میگیرد دلم یاد تو را تن میکنم
تنها به یاد بودنت احساس بودن میکنم

خود را بغل میگیرمو از بین این دیوار ها
تنها به شوق یاد تو سودای رفتن میکنم

وقتی که جای خالیت خود را نمایان میکند
من در هجوم اشکها احساس مردن میکنم
کم دارد آغوش تورا این دستهای خسته ام
دور از هم آغوشی تو حس بریدن میکنم

این فکرهای لعنتی این خاطرات گم شده
آخر کجای ای جهان از عشق دیدن میکنم
این بغضهای تو به تو این اشکهای خود به خود
تا کی من این اندوه را باخود کشیدن میکنم
دلتنگ هستم خوب من ای کاش برگردی به من
شبها که میگیرد دلم یاد تورا تن میکنم
دیدگاه ها (۱۶)

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

ای بازی زیبای لبت ... بسته زبان را زیبایی تو کرده فنا ... فن...

گرچه میدانم، درآغوشت نمی گیرم گلمتا نگویم دوستت دارم، نمی می...

توفقط مال همین قلب پر احساس منیمنم آن مزرعه ی عشق تو آن داس ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۵" در آغوش رویای آبی ات "...

قسمت ۷

NHشبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،ا...

شبها که میگیرد دلم... یاد تو را تن میکنم... تنها به یاد بودن...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

شبها که میگیرد دلم یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت احساس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط