{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنم

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنم
تنها به یاد بودنت ،احساس بودن میکنم

خود را بغل میگیرمو ، از بین این دیوار ها
تنها به شوق یاد تو ،سودای رفتن میکنم

وقتی که جای خالیت ،خود را نمایان میکند
من در هجوم اشکها ،احساس مردن میکنم

کم دارد آغوش تورا ،این دستهای خسته ام
دور از هم آغوشی تو ،حس بریدن میکنم

این فکرهای لعنتی ،این خاطرات گم شده
آخر کجای ای جهان ،از عشق دیدن میکنم

این بغضهای تو به تو ،این اشکهای خود به خود
تا کی من این اندوه را ،باخود کشیدن میکنم

دلتنگ هستم خوب من ،ای کاش برگردی به من
شبها که میگیرد دلم ،یاد تورا تن میکنم
دیدگاه ها (۳)

هر که را دیدم خیانت کرد و رفت. هر که با من بود یار من نبود. ...

تا سحر بر دفتر شعرم نگاه انداختم بوسه بر نامت زدم اشک سیاه ا...

با این دل ماتم زده آواز چه سازمبشکسته نی ام بی لب دم ساز چه ...

ساعت قلب من افتاد و دگر کار نکرددل من بعد ِتو دیگر هوس یار ن...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۶۳صورتم رو با لذت و شوق توي گ...

« شیطون کوچولوی من »فصل دوم(آنا)چند روز گذشته به همین روال ...

رمان عشق من واقعیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط