{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبها که میگیرد دلم یاد تو را تن میکنم

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنم
تنها به یاد بودنت ،احساس بودن میکنم

خود را بغل میگیرمو ، از بین این دیوار ها
تنها به شوق یاد تو ،سودای رفتن میکنم

وقتی که جای خالیت ،خود را نمایان میکند
من در هجوم اشکها ،احساس مردن میکنم

کم دارد آغوش تورا ،این دستهای خسته ام
دور از هم آغوشی تو ،حس بریدن میکنم

این فکرهای لعنتی ،این خاطرات گم شده
آخر کجای ای جهان ،از عشق دیدن میکنم

این بغضهای تو به تو ،این اشکهای خود به خود
تا کی من این اندوه را ،باخود کشیدن میکنم

دلتنگ هستم خوب من ،ای کاش برگردی به من
شبها که میگیرد دلم ،یاد تورا تن میکنم 
دیدگاه ها (۲)

کنار پنجره محو شقایق می شوم گاهیچه پنهان از شما من نیز عاشق ...

ای که از چشم من احساس مرا می خوانیاحتیاجی به سخن نیست ،خودت ...

با نگاهت دل به دریا می رود پر ز طـــوفان تا غزلها می رودبا ش...

کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم حس خوبیست که من ...

« شیطون کوچولوی من »فصل دوم(آنا)چند روز گذشته به همین روال ...

رمان عشق من واقعیه

stray kids

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط