{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره گفتم: دیگر سفارشت نکنم

دوباره گفتم: دیگر سفارشت نکنم
دوباره گفتم: جان تو و حسین، پسر!
دوباره گفتم و گفتی: "به روی چشم عزیز!"
فدای چشمت، چشم تو بی بلا مادر


مدام بر لب من "ان یکاد" و "چارقل" است
که چشم بد ز رخت دور بهتر از جانم!
بدون خُود و زره نشنوم به صف زده ای
اگرچه من هم "جوشن کبیر" میخوانم


شنیده ام که خودت #یک_تنه #سپاه شدی
شنیده ام که #علم بر زمین نمی افتاد
شنیده ام که به #آب_فرات لب نزدی
فدای تشنگی ات ...شیر من حلالت باد


بگو چه شد لب آن رود، رود تشنه من!
بگو چه شد لب آن رود، ماه کامل من!
بگو که در غم تو رود رود گریه کنم
کدام دست تو را چید میوه دل من!


بگو بگو که به چشمت چه چشم زخم رسید؟
که بود تیر بر آن ابروی کمانی زد؟
بگو بگو که بدانم چه آمده به سرت
بگو بگو که بدانم چه بر سرم آمد


همین که نام مرا میبرند میگریم
از این به بعد من و آه و چشم تر شده ای
چه نام مرثیه واری ست "مادر پسران"
برای مادر تنهای بی پسر شده ای



#محمد_مهدی_سیار
.

.
.
#سلام_بر_اهلبیت
#سلام_بر_اهل_بیت
#عباس #ابوالفضل #ام_البنین
#شیعه
#بسیج_سایبری

#shia_muslim #shia_islam #shia_religion #islam_shia #shia #muslim #islam #religion


#حق_پایدار_است
دیدگاه ها (۱)

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یاعقیله بنی هاشم

صدای شلیک

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️تمام پنجره‌هایش یکی‌یکی روشن می‌شدند.و سپس...

تکاپو پارت 107:خاک تو سرت🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...نور خورشید ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_20فصل دهم | سؤا...

پارت ۲۱«من میرم برات آب میارم.»«باشه»تهیونگ برق های خانه را ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

ادامه ی رمان هفتمین سایه

پارت پانزدهم — صدای داخل سایرسدرِ اتاق ۰۷ با صدای بلندی قفل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط